من نباشم کی به اون سری که توش عشق یه آدم دیگس با نهایت جنون و عاشقی شونه میده
سلام سلام سلام
سلام به محسن عزیزم بعد به شما دوستای مهربون
امروز از همه روزها خوشحال ترم . رفتم و مجله جوان خانواده رو خریدم . نمیدونید با بابا و مامانم تو کوچه ها می گشتیم یه کیوسک باز پیدا کنیم که بالاخره پیدا کردیم .
وای نمیدونید چقدر قشنگه
تو رو خدا اگه مجله دیگه ای با محسن مصاحبه داشت به من خبر بدید .
عکسای این مجله رو واستون گذاشتم . برین ببینید :
شماره 1
شماره 2
شماره 3
شماره 4
قشنگ شده مگه نه ؟
خوب فردا حتما بوم سفید رو ببینید . پس تا فردا بای.
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 توسط سارا
|
سلام دوستای نازنینم . من که چند روز بود اصلا حال نداشتم. فقط عکسای محسن نازنینم جلوی چشام بود . اون لبخندای شیرینش. واقعا افسردگی گرفته بودم. خیلی سخت بود ولی دیروز با خبر خوب پارمیدا عزیزم خیلی خوشحال شدم و امیدوارم که صحت داشته باشه . مطمئنم که اگه شما هم بشنوید خوشحال میشید پس خبری که پارمیدا جان به من داده روبخونید:
توجه
محسن افشانی و کیوان ساکت به همراه شخص دیگری در کانال های جام جم ماهواره برنامه ای جدید دارن که تاریخ این برنامه ها از قرار ذیل میباشد :شبکه جام جم 1 ساعت 1 بعداز ظهر در روز شنبه و یک شنبه و شبکه جام جم 2 ساعت 10 شب در همان روز شنبه و یک شنبه . بازم میگم من مطمئن نیستم ولی چون پارمیدا عزیزم گفته پس حتماً صحت داره.
پس منتظر آپ بعدی من با عکسای محسن عزیزم در این برنامه باشید.
اینم عکسای محسن افشانی
با آرزوی سلامتی برای شما و محسن عزیزم . خدانگهدار
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 توسط سارا
|
اینم از مصاحبه روزنامه جام جم :
نوجواني فصل بيقراري است
محسن:من محسن افشاني، متولد 1368 هستم رشته رياضي فيزيك كيوان: منم كيوان ساكت اف، متولد شهريور 1367، در تهران و ساكن كرج
محسن: من به مهندسي شيمي و مكانيك خيلي علاقه دارم و در هنر به بازيگري در تلويزيون و سينما.
برادر يا خواهر داريد؟
كيوان: بله من دوتا برادر دارم.
محسن: من هم يك خواهر بزرگتر از خودم دارم. مامان و بابام رو هم خيلي دوست دارم. دوست دارم از همينجا داد بزنم بابا دوستت دارم. مامان عاشقتم.
چگونه وارد كار اجرا شديد؟
كيوان: من تئاتر كار ميكردم و ميكنم. در تئاتر آقاي رضا فياضي بازي ميكردم و ايشان هم مرا براي برنامه عصر جديد معرفي كردند.
محسن: من هم تئاتر كار مي كردم و عاشق بازيگري بودم (البته هنوز هم هستم). يك روز به استوديو آستانه آمدم. در يك آيتم بازي ميكردم كه اجراي برنامه به من پيشنهاد شد و من به اصطلاح مجري شدم.
اولين برنامهاي كه اجرا كرديد كدام برنامه بود؟
محسن: اولين برنامهاي كه اجرا كردم آستانه بود. بعد از آن «ما دو تا»، «بوم سفيد» و «سلام بهار».
كيوان: من هم اولين برنامهاي كه اجرا كردم عصر جديد بود.
براي اينكه اجراي خوبي داشته باشيد و مخاطب بيشتري جذب كنيد چه كارهايي بايد انجام داد؟
محسن: براي اينكه اجراي خوبي داشته باشم از شوخيهايي كه بين نوجوانها هست كمك ميگيرم و حس ميكنم اصطلاحاتي كه بيشتر نوجوانها در بين خودشان رد و بدل ميكنند باعث جذب مخاطب ميشود.
كيوان : براي يك اجراي خوب بايد روراست بود، به دور از هرگونه دروغ و ريا.
اگر خاطره جالبي از پشت صحنه برنامهاي داريد بفرماييد.
كيوان: براي تيتراژ سلام بهار مسيري كه با ماشين 5 دقيقه راه بود من و محسن همان مسير را دويديم. بعدا متوجه شديم كه فقط 10 ثانيه از آن مسيري كه ما دويديم استفاده شد.
محسن: بيشترين خاطرات خوب و شيرين من مربوط به برنامههاي زنده است. وقتي كه كارگردان حرص ميخورد كه ما واژهاي را نگوييم ولي شيطنت ميكنيم و ميگوييم.
علائق و روحيات نوجواني را توصيف كنيد.
محسن: نوجواني فصل بيقراري است. فصل شيطوني و برق و يخ بريزي تو يقه پسر عموهات.
كيوان: نوجواني فصل شاد بودن است.
حرفي داريد كه دوست داريد با نوجوانان در ميان بگذاريد.
محسن: راستي من بچه پايين شهرم. همينجا دوست دارم از همه آنهايي كه دستبهدست هم دادن به مهر و من را معرفي كردن تشكر كنم. اول از همه از پدر و مادر و خواهرم علي مختارزاده الهه كسمايي عليرضا زرگوشيان و شاهد پيوند.
كيوان: هر كسي در مقابل اجتماع وظيفهاي دارد پس سعي كنيم وظيفه خودمان را به بهترين صورت انجام دهيم.
محمدحسين قاسمي
باتشکر از روزنامه جام جم
راستی شما مثل من رودست نخورید . برنامه سلام بهار جمه ها ساعت2:45 به بعد پخش میشه .
وعده دیدار ما فردا . پس تا فردا خداحافظ
نوشته شده در تاريخ جمعه سوم خرداد 1387 توسط سارا
|
|