|
فقط پرسپولیس سلام سلام سلام سلام . آپ دوم تو امروز . امیدوارم خوشتون بیاد. آپ پایینی رو هم حتما بخونید چون واسه همین امروزه . بوم رو دیدید ؟ خیلی قشنگ بود مخصوصا با خبرهای بوم سفیدی. آقا تو رو خدا جواب من رو بدید چرا ایمیل های منو نمی خونن ؟ ایمیل خوندن که هیچی اسمم زیر نویس نمیشه. نه به یه زمانی که اینقدر زینویس می شد که سرم گیج می رفت نه به حالا شعر یار دبستانی من رو نخوندن ؟ اونو من فرستاده بودم مهمونشون رو دیدید ؟ من دیده بودمش . یعنی اصلا کسی بود که تو مدرسمون به ما برای زلزله آموزش داده بود. یه عکس نشون داد گفت این واسه مدرسه امام رضا هست مدرسه پارسال من بود یعنی همون مدرسه دبستان و راهنماییم. یادش بخیر. طبقه دومش بود. اون روز یه دونه از این بمب ها گذاشتن رو زمین بچه ها هم دورش بودن من که تا مرز سکته رفتم. مامانم هم از خونه دودش رو دیده بود. چه زود گذشت عکس های برنامه امشب رو ببینید :
امیدوارم لذت برده باشید . بای بای نازنینم چه دعا بهتر از این خنده ات از ته دل گریه ات از سرشوق نبود هیچ غروبت غمگین نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 توسط سارا
| سلام سلام سلام سلام . حال و احوالتون چه طوره ؟ خوبید ؟ خوشید ؟ خوش می گذره ؟ کیا امروز بوم سفید رو دیدین؟ ها ها ها ؟ پرسپولیسی ها دستاشون بالا . هیچکی ندیده ؟ عیب نداره . منم فقط یه ربع آخرشو دیدم. دیروز که مامانم خونه نبود اصلا نمیدونم اومده بود یا نه امروزم که مامانم کار داشته فقط تونسته یک ربع آخرش رو ضبط کنه. مسئله ای نیست . ما که همه دلخوشی هامون رو از دست دادیم اینم رو همشون. عکسای امروز صبح محسن افشانی رو در بوم سفید ببینید تا بعد : امیدوارم شب بیاد. دعا کنید .
دوتا نمایش باحال گذاشتم که خودم خیلی دوستشون دارم. یکی اون قسمتی که محسن و کیوان پوریای ولی و مرد هندی شده بودن و یکی هم یه نمایش واسه همین چند وقت پیش که محسن شاگرد تنبل بود. ببینید و لذت ببرید .
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 توسط سارا
| بعد هزار سال که ADSL ام درست شده دلم می خواست یه سری از ویدئو های برنامه محسن افشانی عزیز رو بزارم. ستاره جون همشون رو درست کردم اگه بازم مشکلی داشتن بهم بگو . سفر بخیر صحنه آخرشه که محسن داره نصیحت می کنه
اگه برنامه برای دیدن این ویدئو تو کامپیوتر ندارید باید تو گوشیتون ببینید. من روی گوشی همه اعضای خانوادمون امتحان کردم . این هم دو قسمت پایانی برنامه کودکان سرزمین من هست. صوتیه. تو کامپیوترم می تونید گوش کنید همون برنامه ای که متن نمایش هاش رو پایین گذاشتم با خانم خاک نژاد
22 مهر (نمایش برنامه رادیو سلامت)
2۳ مهر (نمایش برنامه رادیو سلامت) اینم قسمت آخر برنامه نشانی - رادیو
امیدوارم خوشتون اومده باشه نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 توسط سارا
| واسه ما فرقی نداره هرجا باشیم شب نشینیم دلخوشیم به اینکه شاید سحر یک روز ببینیم به نام خداوند بخشنده مهربان سلام . سلام سلام سلام . یه سلام پرتقالی به تو که خیلی با حالی . برنامه کودکان سرزمین من تموم شد. اما ناراحت نباشید برنامه ای جدید از اولین پنجشنبه آبان ماه . با اجرای محسن افشانی خودمون و فاطیما بهارمست عزیز . جدیدترین اخبار این برنامه رو بزودی تو همین آپ می ذارم. آین متن آخرین نمایش محسن افشانی و خانم طناز خاک نژاد و آقای بهروز بقائی : خاک نژاد : آخ ، ببخشید حواسم نبود محسن افشانی : اه . همیشه همینجوری هستی دیگه ، هیچ کاری درست انجام نمیدی دختر. همینه ترشیدی دیگه خاک نژاد : چرا درست انجام میدم فقط این دفعه محسن افشانی : نه دختر من. مگه دفعه اولته آخه ؟ دفعه پیشم همین کارو کردی . تو اصلا عرضه نداری . ترشیده خاک نژاد : من فقط دو دفعه این کارو انجام دادم محسن افشانی : بسه . سرتو بنداز پایین تو چشام نگاه نکن ، عرضه نداری دیگه . هیچ کاری رو بلد نبستی درست انجام بدی ، عین اون مادرت می مونی ، بی عرضه بهروز بقائی : خودتم میدونی که امکان نداره یه کسی هیچ وقت نتونسته باشه کارشو درست انجام بده. می ونی باین جمله هات داغونش کردی ؟ میدونی ؟ اصلا میدونی با چنین جمله هایی چه به روز و حال و احوالش میاری ؟ بفهم متوجه باش ، این جمله ها بچه ها رو نابود می کنه . خاک نژاد : بعضی وقتا حس می کنیم می خوایم تنها باشیم محسن افشانی : بعضی وقتا دوست داریم تنها باشیم خوب چی کار کنیم دیگه بهروز بقائی : بعضی وقتا لازمه با خودشون تنها باشن ، ببرش پارک ، جنگل ،براش فرصت بساز که با سنگ که با آسمان ، با ابر ، با خدا ، با درخت ، با خاک ، با خودش تنها باشه . مراقبش باش اما از دور . از جایی که ببینیش و بتونی مراقبش باشی ، اما حضورت خلوتشو بهم نزنه . خاک نژاد : بعضی وقتا دوست دارم حس کنم کنارمی ، نزدیکمی محسن افشانی : آری بعضی وقتها دوست دارم کنارم ببینمت بهروز بقائی : بعضی وقتا برعکس اون بعضی وقتا لازم دارن که حتما کنارشون باشی . لازم دارن حضورتو احساس کنن. حتی همین قدر که دست بذاری رو شونشون یا نوازششون کنی . گرم و پر محبّت . صحیحش اینه که نوجوونت ، بچت بتونه در حضور تو خیلی از احساس هاش رو تامین کنه . بتونه ..... محسن افشانی : تو ماشین که کنار دستت نشستم بزنم زیر آواز همون جوری که پیش رفقام می خونم : هاهاهاهاها های ها های ... با همین صدای وحشتنام همین جوری می خوام بخونم . خشم داره تازه بهروز بقائی : دوست داره در حضور تو حتی بتونه خاک نژاد : تو تنهایی خودم بتونم آروم و راحت فکر کنم. بهروز بقائی : می دونین می تونین جلوی خیلی از خطراتی رو که سر راه بچه هاست رو بگیرید. محسن افشانی : آی آقایون ، خانوم ها ، مامانا ، بابا ها این یک اطلاعیه مُهُممِه خاک نژاد : خونه جای امن همه ما بچه هاست . ما عاشق خونه ایم . محسن افشانی : اگه تو خونه تحقیرم کنی ، محلم نذاری خاک نژاد : نذاری حرف دلمو بدون ترس و لرز بهت بزنم محسن افشانی : زیاد تنهام بذاری ، یا زیادی زیر ذره بین باشم خاک نژاد : ببخشید اما من ناچارم دنبال جایی باشم که توش منو جدی بگیرن محسن افشانی : بهم توجه کنن ، احترام بذارن ، به خاطر چیزایی که دارم تشویقم کنن . آره واللا خاک نژاد : اگه خونه یه جای امن نباشه پس کجا باید باشه ؟ بهروز بقائی : نذاریم بچه ها جایی غیر از خونه دنبال یه جای امن بگردن . و عکس های یک شنبه صبح برنامه بوم سفید. ببخشید دیر شد آخه سرم شلوغ بود.
من که آخرین روزم هرچی سعی کدم برم نشد. مثل اینکه شانس با ما نبوده. دست خداست دیگه. هرچی صلاح باشه همون میشه. راضیم به رضای خدا . موفق باشید و سلامت . خدانگهدار . برای همه طرفداران محسن افشانی : بشنو همسفر من با هم رهسپار راه دردیم ، با هم لحظه را گریه کردیم ، ما از صدای بی صدای گریه سوختیم ، ما از عبور لحظه لحظه قصه ساختیم ، از مخمل درد به تن عشق جامعه دوختیم ، ما عکس خود را با هم بی هم شناختیم شاید در این راه اگر با هم بمانیم ، وقت رسیدن شعر خوشبختی بکاریم نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 توسط سارا
|
آپ بعدی به زودی با عکس های یک شنبه صبح برنامه بوم سفید سلام. یه سلام آلبالویی به تو که عین هلویی . یه سلام توت فرنگی به تو که خیلی زرنگی. سلام سلام سلام سلام. مامان خوبه ؟ بابا خوبه ؟ مامان بزرگ ؟ بابا بزرگ. درس و مشقاتون رو نوشتید دارید وبلاگ محسن افشانی رو می خونید؟ با غم و اندوه فراوان عرض کنم من نتونستم برم پارک ترافیک. خوش بحال اون 71 نفری که داشتن از محسن افشانی عزیز عکس می گرفتن. خوش بحالشون که محسن رو از نزدیک دیدن. ما هم امید داریم و مطمئنیم که می بینیم. حالا خوبه بوم سفید رو مامانم ضبط می کنه وگرنه هیچ جوره نمی تونستم اجراشو ببینم. به همینم قانعیم. شنیدید؟ محسن می گفت تو رو خدا ولم کنید. مرد می گفت رهاش کنید. 1 . 2 . 3 هفتاد تا دوربین عکاسی می خوان از یک نفر عکس بگیرن. محسن هم میگفت دقیقا هفتاد و یکی ، شمردم. اینم متن نمایش اول این برنامه : محسن افشانی : نه پاک نژاد : منظورم اینه چرا میگی نه ؟ محسن افشانی : نه یعنی نه دیگه چرا نداره پاک نژاد : من دوست دارم دلیل مخالفت شما رو بدنم. همین ، هیچ اصراری هم به انجام این کار ندارم. فقط دوست دارم دلیلشو بدنم محسن افشانی : باشه ، دلیل می خوای ؟ دلیل نداره گفتم نه، باشه ؟ نه نمایش دوم : پاک نژاد : پسرم محسن افشانی : بله ؟ پاک نژاد : بی زحمت داری میری تو آشپزخونه اون سینی رو هم بیار محسن افشانی : اه . مامان چقدر به من ارد میدی. به من کار میگی. پاک نژاد : پسرم میشه یه لیوان آب بدی به من ؟دستم کثیفه محسن افشانی : من دارم آهنگ گوش میدم. دید درید دیدید پاک نژاد : پسرم میشه چاقو رو بیاری ؟ محسن افشانی : سسسسسسسسسسس. مامان . دِ الان می بازما . اّه بابا. بفرما باختم دیگه سومی : پاک نژاد : من گشنه امه محسن افشانی : بیا دخترم. بخور . نوش جونت پاک نژاد : من تشنه امه محسن افشانی : آب می خوری بابا برات بیارم ؟ بابا گوگولی آب می خوری یا شربت ؟ پاک نژاد : اّه چقدر غذای تکراری ؟ خسته شدم ، یه غذای جدید دلم می خواد محسن افشانی : ببخشید دخترم. می خوای از بیرون برات غذا بگیرم ؟ پاک نژاد : چرا کسی مقنعه منو اتو نکرده ؟ برندگان مسابقه بچه های سرزمین من 09126261 09122091 091245021 093295291 091930913 دوستان خارج از تهران نمی تونن این برنامه رو ببینن. برنامه قشنگیه. هرکی می خواد محسن افشانی رو از نزدیک ببینه تا 23 بیشتر وقت نداره ها. پس عجله کنید. عکس های میدان پونک از فاطیما عزیزم :
اینم عکسای امروز بوم سفید :
اینم عکسای برنامه شب :
مسابقه عکاسی بوم سفید با موضوع طبیعت دوباره راه افتاده و هر ماه هم یک برنده داره. حداقل حجم عکس ها 500 مگابایت به سایت Nojavan@jjtvn.ir بفرستید. نیکی جان رزرو نباید بکنی توی پارک ترافیک یه غرفه داره که می تونی راحت بری اونجا. هیچ کاری نداره. توی یک پارکه ساوینا جان صبح ها ساعت ۱۱:۳۰ نشون میده. اینم متن خداحافظی محسن افشانی در 19 مهر در پارک ترافیک : ((خیلی خوش گذشت روز خوبی بود. دور هم بودیم تو پارک ترافیک بودیم. خداحافظی می کنم ، همین. خیلی دوستتون دارم بر و بچه های آسمونی )) خداحافظ . نوشته شده در تاريخ شنبه بیستم مهر 1387 توسط سارا
| اولین جشنواره ی کودک و ایمنی و حمل و نقل و پخش زنده برنامه رایوئی کودکان سرزمین من با اجرای :فاطیما بهارمست و محسن افشانی و با حضور استاد بهروز بقائی سفیر کودک و سلامت در این برنامه رادیوئی ساعت ۱۷-۱۸ رادیو سلامت موج fm103/9 از ۱۶/۷/۸۷ الی ۲۳/۷/۸۷ مکان :میدان پونک.خیابان میرزا بابائی خیابان عدل شمالی . پارک آموزش ترافیک ورود در محل پخش برنامه برای عموم آزاد و رایگان است منبع : فاطیما بهارمست سلام اول به خود محسن افشانی گل بعد به تک تک شما دوستای گلم که با هم تو این چند ماه آشنا شدیم. آخرین مصاحبه افشانی در این هفته در برنامه نشانی رو براتون گذاشتم. بخونید و لذت ببرید : دوستی : محسن دیگه امروز چهار شنبه است باید آخرین اجرات رو تو برنامه نشانی نشون بدی. من میگم محسن افشانی حرف دلشو بزنه امروز چهارشنبه محسن افشانی : محسن افشانی مامان و بابا و خواهرشو خیلی دوست داره. سعی میکنه با اون بالایی که وصله هیچ موقعه فصل نشه. نمی دونم چی بگم اما هرکی می خواد پا بذاره تو وادی هنر پی همه چی رو باید به تن خودش بماله. من رشتم ریاضی فیزیکه ، مهندسی مکانیک قبول شدم امسال ، گرایش حرارت سیالات ، ان شاالله یه فرصتی بشه سه چهار سال یا پنج سال دیگه بکنم و برم سراغ مهندسی به خاطر اینکه من فکر می کنم هویت گمشده محسن توی هنر نیست ، همه با استعدادن ، همه هنرمندن ، اما یکی از استعداد بلقوه اش استفاده میکنه و به بلفعل تبدیلش میکنه ولی یکیم نمیکنه این کارو . اما محسن یه مهندسه شاید نخواد بازیگر بمونه . ااااا دوستی : یعنی حرف دل محسن اینه که تا چند سال آینده ممکنه مهندسیشو بگیره و اصلا از وادی اجرا و بازیگری بیاد بیرون ؟ محسن افشانی : خدا رو چه دیدی؟ دوستی : یعنی چی ؟ محسن افشانی : همه جور اتفاق ممکنه ولی دوستی : نه محسن چی دوست داره ؟ محسن افشانی : محسن افشانی مهندسی رو خیلی دوست داره دوستی : آهان محسن افشانی : محسن افشانی طرفداراشم خیلی دوست داره . به عنوان یک طرفدار به عنوان یه کسی که .. من واسه طرفدارام احترام قائلم و طرفدارای من منو پذیرفتن. دوستی : خوب محسن افشانی : اینکه برای من یک فرصتی خیلی خوبه که وقتی بزرگترا و پیشکسوتامون و مدیران ببینن که محسن افشانی این همه طرفدار داره . الان من دستم زیر چونمه دارم حرف می زنم. وقتی می خوام حرف دلمو بزنم دستمو می ذارم زیر چونم ، دوستی : مثل بعضیا که دننشونو با انگشت می ذنن محسن افشانی : با ناخون دوستی : فکر می کنن محسن افشانی : خیلی حرف دل دارم . غافلگیرم کردین. امروز چهارشنبه است ، خداحافظی ام همیشه برای من سخت بوده ، تو همه برنامه هام گفتم دوستی : قرار نیست خداحافظی بکنی ، روزای دیگه هم هست محسن افشانی : ان شاالله ، نه خداحافظی این چهار پنج روز دوستی : اره این چهار پنج روز محسن افشانی : به هر حال ببینیم کانکشنه این ارتباط دو طرفه بوده دیگه، این چها پنج روزه ، من با طرفدارام دوستی : حالا ببین چقدر زنگ می زنن که آقا تو برنامه نشانی محسن افشانی محسن افشانی : ااااااااااااااا منتظر پیامکاتون هستما . بله اگه دوست دارین محسن افشانی اجرا کنه تو رادیو جوان پیامک بزنید . باز باید فیلم نامه رو بخونم دوستی : ببین محسن سیاست اینه که کسی که تو رادیو اجرا می کنه تو تلویزیون نره محسن افشانی : نه چون من یه بازیگرم هیچ مشکلی نداره دوستی : مشکل نداره ؟ محسن افشانی : نه ، نداره دوستی : خوب اونجا نمی تونی بیای گویندگی کنی تو رادیو که محسن افشانی : خوب گویندگی نمی کنم به عنوان یک بازیگر دوستی : میای ؟ محسن افشانی : آره میام چرا نیام ؟ دوستی : الان چهارشنبه است دیگه درسته ؟ محسن افشانی : بله چهارشنبه است دوستی : دوست داری چه جوری تو رادیو بازی کنی ؟ یعنی چه نقشی رو بازی کنی مثلاً ؟ محسن افشانی : هه هه نمی گم این چیزا رو ، ولی اگه قسمت شد یه روزی خدا زد پس کله من گفت محسن برو رادیو ام فضولی کن ، البته یه سری سوابق کوچولو داشتم ، اگه اومدم اون موقعه دوست دارم .... ااااااا ببینم چی کار می کنم دوستی : محسن تو میدونی که خیلی از بچه های ایران بیان تو جام جم تو رادیو برنامه اجرا بکنن ؟ من خودمو دارم عرض می کنما . به این اعتقاد دارم . من جای خیلیا رو تنگ کردم محسن افشانی : چرا آخه ؟ دوستی : میدونی واسه چی ؟ محسن افشانی : جسته تون که اینطوریه دوستی : آره جای خیلیا رو تنگ کردم ولی واقعیتش اینه که بچه های ایران خیلی با استعدادن . شاید این فرصت برای خیلیا پیدا نشده که بیان جام جم و خودشونو نشون بدن محسن افشانی : به خدا همه با استعدادن اینی که گفتم نمی دونم دیروز بود امروز بود ، یادم رفت ، اینی که گفتم واقعا همه با استعدادن مخصوصاً ایرانی ها . این همه نابغه و نخبه از کجا میاد ؟ از ایرانه دیگه . دوستی : فکر نمی کنی جای بعضیارو تو تنگ کردی ؟ محسن افشانی : نه ، من فکر می کنم دوستی : یعنی استعدادت ؟ محسن افشانی : من از استعدادم استفاده کردم ، همه هم می تونن این کارو بکنن . به نظر من این فرصت برای همه است. دوستی : خوب اول برنامه ام که گفتی پارتی نداشتی اصلا محسن افشانی : نه . روز اول بود دیگه ؟ نه ؟ دوستی : آره روز اول بود محسن افشانی : نه من پارتی نداشتم دوستی : خوب خدا رو شکر یعنی با استعداد خودت اومدی بالا . هنرتو خودت نشون دادی . محسن افشانی : لطف خدا بود واقعا ، این راه ها واسه من باز شد که لطف خدا بود ولی استعداد من بود دوستی : قشنگتری حرفی که تا حالا توی اجراهات زدی ، خیلی قشنگ بوده ، اومدی بیرون و همه بهت گفتن آفرین چقدر حرف قشنگی زدی چی بود ؟ محسن افشانی : دل من با دل تو خورده گره نکنه ناز کنی باز کنی این دو گره دو کلوم حرف حساب باهات دارم می خوام بگم با معرفت می خوامت عاشقتم ، مخلصتم ، چاکرم ، به یادتم ، دوست دارم ( زمانی که داشت این سوال و می پرسید مطمئن بودم همین شعر می خونه . انگار یه جور بهم الهام شده بود. ) محسن افشانی : گل دوستی : این گلم آووردن تقدیم محسن افشانی عزیز کنن قطع شد. همین جا بود که MP3 player ام باطریش تموم شد. البته عیبی نداره . امشب می خوام کامل ظبتش کنم . تکرارشو ساعت 2 نصف شب میتونید گوش بدید . خوب اول از همه می خواستم همین جا از بهترین دوستم ، سارای مهربونم تشکر کنم. اگه گفتین سارا کیه ؟ سارا دوست صمیمیه که یه روزی به من گفت برو ساعت 6 بزن کانال 1 و محسن افشانی رو ببین. همون روزایی که تو اون زمان هرجا وارد میشدی حرف از شیطونی محسن و بامزگی کیوان بود. منم که طبق عادت همیشگیم که فقط بلدم بزنم تو حال بقیه گفتم همچنان میگی محسن که اگه کسی ندونه میگه این محسن چه شخصیتی هست. نمی دونستم که یه روز قراره این آقا محسن بهاری بشه یه هنرمند محبوب واسه کشورش و یک هنرمند محبوب واسه دل نوجوون ما
تو رو خدا شایعاتو می بینید ؟ شایعه پر شده پنج شنبه همین هفته محسن افشانی و سیاوش خیرابی می خوان بیان بوستان پلیس. هرچی من میگم جشن مهر هفته پیش بود که اونم ناقص برگزار شد هی میگن نه 5 شنبه این دو نفر میان بوستان پلیس . سارا تو مدرسه شما هم میگن ؟ یه عکس باحال. البته صدصد تو وب دوستای مهربونم (پارمیدا و تبسم) دیدید. گذاشتم واسه اونایی که ندیدن. عکس محسن افشانی با فاطیما بهارمست. تاریخ روز تولدش یه روز از من کمتره. اون 10 تیره من 11 تیر و هم چنین هم محله ای هم هستیم
دیگه بسه . جمله آخر : خدانگهدارتون باشه. نوشته شده در تاريخ شنبه سیزدهم مهر 1387 توسط سارا
| |