تبليغاتX
محســـــن افشـــــانی

 

سلام

 

  

 همونطور که از سرمطلب خوندید مصاحبه اختصاصی نوروز محسن افشانی با مجله خانه و خانواده اومده.

من تا ۱۱ فروردین آپدیت نمی کنم پس برای همین از الان پیشاپیش :

 

عید همگی مبارک باشه .

 

 

 

این عید برای ما خیلی قشنگه. دلیلش رو هم همگی به خوبی میدونیم. عیدی پر از شادی و نشاط. یک سال از تمام خاطره های قشنگ ما گذشته و ما پا به سالی گذاشتیم که صددرصد اتفاق های قشنگی قراره درش رخ بده .

یکی دیگه از دلایل خوشحالی دیگمون هم به خاطر همین چند روز آینده است که زیباترین روزه.

تولد کسی که زیبایی تولدش مانند بهاره. امیدوارم این سال که اولین سالیه که این روز رو جشن میگیریم یکی از بهترین روز ها بشه .

 

حالا قسمت دوم مصاحبه محسن عزیز در مجله خانه و خانواده که حال و هوای این روز ها رو هم داره بخونید :

 

 

قسمت دوم گفتگوی ما رسید تا حضور او در مجموعه ی "ترانه مادری" که باعث شناخته شدن ا  در عصه بازیگری هم شد! خود او هم قبول دارد که حتی حضور های متفاوت او در مقام مجری و در برنامه های مختلف به اندازه پویا نظری در مجموعه "ترانه مادری" (حسین سهیلی زاده) در دیده شدن او البته معروفیت او نقش نداشته ان. او او در گفت و گوی نوروزی با خانه و خانواده به ناگفته هایی اشاره کرد که شاید تا بحال از او نشنیده باشید :

 

بلافاصله بعد از سریال ترانه مادری پیشنهاد چند سریال هم داشتی ، اما یکی دو تله فیلم بازی کردی ؟

بله ، من رفتم سر کار ضامن کار آقای منوچهر هادی که سه بار هم پخش شد. بعدش م رفتم سرکار ماهی کوچولوها دعا می خوانند که آنرا خیلی دوست داشتم.

 

وکار بعدی ماهی کوچولو ها دعا می خوانند ...

بله ، من در آنجا یک بچه جنوبی هستم با موهای فرفری و البته با لهجه ، خیلی آن نقش را دوست داشتمچرا که جایی بود تا بتوانم خودم را محک بزنم ...

 

خودت که اهل جنوب نیستی ؟

نه ، ولی خدا رو شکر روی اکثر لهجه ها مسلط هستم .

 

روی لهجه ها قبلا کار کردی ؟

نه ولی به مدد تئاتر من خیلی کارها را یاد گرفتم

 

نمی خواستی یک مدت کار نکنی تا جایگاهت با سریال ترانه مادری حفظ شود ؟

نه ، می خواستم کار اجرا نداشته باشم.

 

یعنی الان به کل کار اجرا نداری ؟

من داستان اجرایم را هم الان برای شما تعریف می کنم. می خواستم اجرا را کنار بگذارم ، چون ایده آل من بازی بود و آن راه پیداکرده بودم. همان اوایل کار اجرا هم فهمیده بودم که اجرا یک عامل بازدارنده است برای بازیگری ! آدمی که می شود مجری هرچقدر هم قوی باشد بربازیگری اش ضربه می خورد. یکی را باید انتخاب کرد، یا اجرا یا بازیگری ... این مسئله باعث می شود تو برای مخاطب هم غیرقابل باور شوی! از سر ترنه مادری می خواستم دیگر کار اجرا نکنم که آقای اسماعیلی اجازه نداد(با تاکید می گوید) البته قرارداد هم داشتم اما سرانجام به زور آن هم به زور قرارداد ماندم.

 

بعد از ترانه مادری پیشنهاد اجرا داشتی ؟

چرا ، آقای محمدی بعد از ترانه مادری به من گفتند آقای پورمحمدی فرموده اند که شما برای ماه رمضان هیچ کاری قبل نکنید ما یک کار داریم ! گفتم شاید دوباره یک سریال باشد و ... ما با آقای زاهدی قرار گذاشتیم و رفتیم آنجا دیدیدم همان موقع بحث قرار داد پیش آمد و گفت برنامه ماه رمضان امسال دست شماست !

 

و واکنش محسن افشانی ؟

من گفتم اصلا این برنامه برای من نیست ! اصلا آن فضا برای احسان علیخانی است ، مال فرزاد حسنی است. اجرای من سرحال و شاد است. این برنامه جای شوخی ندارد. آن زمان با خیلی از پیشکسوتان خودم مشورت کردم در انتها به این نتیجه رسیدم که نروم.

 

اجرای برنامه بعد از بازی در ترانه مادری ...

من فکر می کنم مخرب بود بالاخره با تمام حرف و حدیث ها من رفتم ، بعد از دو سه برنامه کل کار دستم آمد و عادت کردم و یک جورهایی برنامه مال خودم شد و حس کردم هیچ کم و کاستی در آجرای آن برنامه سنگین ماه رمضانی نداریم .

 

اجرا در آن برنامه بداهه بود یا اینکه نویسنده داشتید ؟

خانم جلالی آنجا نویسنده ما بودند ، ایشان با توجه به سابقه رادیوئی شان متن های شروع برنامه را می نویشتند و گاهی از اتاق فمان راهنمایی می کردند.

 

تا اینکه رسیدیم به حضور احسان علیخانی .

بله

 

از قبل به تو گفتند قرار است اجرای مشترک داشته باشید ؟

بله.

 

و واکنش محسن افشانی در این قبال چی بود ؟

من گفتم که احسان را خیلی دوست دارم و حتی به سبک اجرای او علاقه مند هستم ، خیلی هم خوب بود از اول به شکل مشترک اجرا می کردیم ، اما اگر الان بیاید می گویند محسن افشانی ضعیف بوده است. من می روم !

 

ماجرای احساساتی شدن خودت رو هم در یک برنامه زنده بگو .

(می خندد) الان تعریف میکنم ! وقتی که احسان از خاطرانش تعریف می کرد یک لحظه حال من عوض شد . احسان هم یک مقدار گارد گرفت . به هر حال او یک عقبه ای در این برنامه داشت. من هم قبول دارم، اما بالاخره من هم دوازده برنامه اجرا کرده بودم! ضمن اینکه تعریف کرد تو در برنامه سلام بهار خیلی با آن دوستت موفق بودی ، اما اگر من می آمدم آنجا ... منظور از این حرف آمدن من در آن برنامه بود دیگر! در صورتیکه شب آخری که من اجرا کردم حدود پانصد هزار sms به برنامه رسید و دو شب آخر (شب عید فطر) 1750 sms  به برنامه رسیده بود! من روی آنتن به خود احسان هم گفتم من از این ناراحت هستم که خوب اجرا کردم و سوتی ندادم اما دارم می روم ! شاید انتخاب من اشتباه بود ! اما ... من خودم رفتم سازمان 162 با مردم صحبت کردم.(البته بدون اینکه خودم را معرفی کنم ) . نود درصد نظر مردم این بود که سن مجری کم است، خودم هم قبول دارم! اما اکثر از برنامه راضی بودند . به هر حال خود احسان هم مشکل داشت که از اواسط برنامه اضافه شود.

 

رفتن از آن برنامه چقدر به لحاظ به لحاظ روحی در تو تاثیر داشت ؟

فقط همان روز ! شاید باورتان نشود اما من خوشحال بودم چون بالاخره از گیر اجرا در رفته بودم !

 

و دیگر تو اجرا نخواهی کرد ؟

در برنامه داخلی نه!

 

بلافاصله بعد از خارج شدن از آن کار سر تله فیلم ضامن و ماهی کوچولو ها می خوانند .

بله ، که هر دو کار را خیلی دوست داشتم .

 

والن هم حضور سینمای ات را با عباس رافعی تجربه می کنی ؟

بله ، این کار اولین فیلم 35 میلیمتری است که راجع به انقلاب قرار است ساخته شود . خوشحال هستم که با یک گروه کاملا حرفه ای کار می کنم.

 

از نفشی که اینجا بازی می کنی صحبت کن ؟

نمی توانم چون خیلی خاص است!

 

 

 

دوباره یک بچه مثبت مثل پویا نظری ؟

ای بابا تو این گریم من رو نگاه گن! دیگر از ان بچه مثبت ها نیستم ! ضمن اینکه در فیلم ماهی کوچولوها ... هم یک بچه جنوب شهر هستم!(می خندد)

 

و بعد از این کار هم میرویم سر کار مهدی فخیم زاده ؟

بله ، من یکی دو ماه پیش با حاج اقا انصاریان تهیه کننده کار آقای فخیم زاده قرارداد بستم . همیشه جزو آرزوهای من بوده که حداقل یک فریم با آقای فخیم زاده کار داشته باشم.

 

از همبازیهایت هم در فیلم عباس رافعی صحبت کن .

نقش مادرم را در آن کار خانم آزیتا حاجیان بازی می کنند. آقای حسین یاری نقش دایی من هستند و پدرم هم ایر آقایی.

 

بعد از سریال ترانه مادر پیشنهاد سینمایی نداشتی ؟

چرا داشتم دقیقا همان موقع کار اقای نعمت ا... به من پیشنهاد شد اما به خاطر اینکه اجرای ماه محبوب را داشتم نتوانستم بروم.

 

از سال 1383 تا اواخر سل 1387 فکر می کردی این همه اتفاق و تحول در زندگی تو اتفاق بیفتد ؟

آره ، جدی می گویم.

 

این همه فارغ التحصیل تئاتر تو این مملکت هستند که برای هیچ کدام اتفاق مثبتی تا این حد رخ نداده.

بله خیلی ها هم به من پیشنهاد می دادنند که به جای مهندسی مکانیک برو وهنر بخوان که با شرایط کاری تو هم همخوانی داشته باشد. گفتم من کل تفکراتم محاسباتی و عاشق مهندسی هستم . اوایل داستان خیلی اید نداشتم اما همان زمان که تئاتر انجام می دادم و میدیدم که من نسبت به بچه های دیگر چقدر بیشتر و بهتر فعالیت دارم به خودم امیدوار می شدم . من دقیقا از سال 1385 بود که احساس کردم رشد کردم.

 

با برنامه آستانه شناخته شدی و تقریبا هرکجا می رفتی می شناختند تو را .

بذار یک جریان جالب برات تعریف کنم. من خیلی تئاتر شهر می رفتم . ماشین رو تو بلوار کشاورز می گذاشتم و پیاده به سمت تئاتر شهر و خیابان ولیعصر می آمدم.(چون خیابان یک طرفه بود) اوایل راستش را بخواهید یک جورهایی عرض اندام می کردم تا مردم مرا ببینند و بشناسند! وقتی شناخته می شدم خیلی کیف می کردم (می خندد) اما حدود دی ماه کم کم از اینکه خیلی با انگشت نشان داده می شدم خجالت می کشیدم. واقعا از هر 10 نفر هشت نفر مرا نشان می دادند ، دوست نداشتم مرا به عنوان مجری نشان بدهند. من خودم را یک بازیگر می دانستم.

 

مدرک مهندس مکانیک سیالات را می خواهی چکار کنی ؟

فعلا که در حال درس خواندن هستم . من چهار پنج سال دیگر منحصرا مهندسی را ادامه خواهم داد.

 

یعنی بازیگری را رها می کنی؟

صد درصد

 

تا این حد مطمئن نباش.

باور کن.

 

خیلی ها گفتند و نشده

اگر نشود هم ... بالاخره ما باید یک نقطه مبهم هم برای خودمان ایجاد کنیم . من به این حرفه (بازیگری) به عنوان سرگرمی نگاه می کنم . این جمله من به خیلی ها برخورن ، اما منظور من این بود که ایده آل من مهندسی است.

 

الان درس می خوانی یا اینکه اساتید لطف می کنند و نمره می دهند ؟

راستش را بگویم نمی نویسی ؟

 

بنویسم یا نویسم ؟

نه بابا. ننویس

 

تو بگو خیالت راحت .

لطف دارند و به من منمره می دهند. راستی یک خاطره دارم تا یادم نرفته اینجا می خواهم تعریف کنم . اشکال نداره ؟

 

چه اشکالی! تعریف کن ؟

من خیلی به کلاس های آقای پسیانی علاقه ارم ، کلی گشتم و کلاس های ایشان را پیدا کردم ، اما ایشان بعد از دو جلسه مرا اخراج کردند!

 

چرا ؟ مگر اتفاقی افتاد ؟

کلاس های ایشان پر شده بود اما من با هزار امید رفته بودم . خود آقای پسیانی هم خیلی ناراحت می شوند که من این قضیه را همه جا تعریف می کنم . من از آن اتفاق خیلی ناراحت شدم.

 

دوست نداری یک دوره حرفه ای بازیگری را بگذرانی ؟

من هیچ تحصیلاتی راجع به بازیگری ندارم. هیچ تلاشی هم نمی کنم از این بیشتر شوم چون دغدغه من این نیست! همین که هستم . محسن افشانی.

 

غیر از تحصیل و بازیگری اوقات فراغت تو چگونه می گذرد؟

یک زمان مدیر فرهنگی یک مجموعه بودم که استعفا دادم. به لطف دوستان تربیت بدنی سازمان می روم.

 

چه ورزشی ؟

بدنسازی و شنا

 

اهل فوتبال نیستی ؟

فوتبال روی چهره بازیگر خیلی تاثیر می گذارد.

 

علاقه ای به تماشای فوتبال هم نداری ؟

چرا ، من طرفدار پروپاقرص پرسیولیس هستم

 

 

به موسیقی هم علاقه داری ؟

سر آن برنامه بوم سفید خیلی از ترانه ها را خودمان ( من و کیوان و عباس ) می خواندیم.

 

به نظر خودن محسن افشانی می تواند خواننده خوبی باشد؟

(می خندد) خودم قبول دارم که صدایم خوب نیست . خودم از صدای خودم خوشم نمی آید.

 

چه موسیقی گوش می کنی ؟

از همین رپ ها و جوان ها که همه گوش می کنند! من مدل خواندن محسن نامجو را خیلی دوست دارم. سنتی هم گوش می کنم کار های آقای افتخاری را هم دوست دارم.

 

عید ممکن است مجری برنامه ای باشی ؟

پیشنهاد دارم اما نمی روم. اصلا شبکه داخلی اجرا نمی کنم. فکر می کنم به عنوان مهمان برنامه در یک کاری حضور داشته باشم احتمالا یا فرانسه باشد یا آمرکا ... احتمال دارد دوازده سیزده روز مسافرت باشم البته اگر آفیش کار نباشم.

 

دوست داری تعطیلات نوروز کجا باشی ؟

تهران پیش خانوادم. چند ساله که آنها هم به خاط من نمی توانند مسافرت بروند. مثلا شب یلدا هم پیش خانواده ام نبودم.

 

خودت کی قرار است صاحب خانواده شوی ؟

(کمی خجالت می کشد) سال 1393 .

 

چرا؟

چون سن بیست و پنج سالگی برای من بسیار محترم است و بابام قرار است کت و شلوار دامادی تنم کند.

 

تو فرد خاصی را برای زندگی مشترک هنوز در نظر نگرفتی ؟!

چه خوب. اولین جایی است که از این سوال ها از آدم می پرسند! نه هنوز گزینه ای برای ازدواج ندارم.

 

بهترین عیدی که تابحال گرفتی چه بوده؟

از بابام یک تراول پنجاه هزار تومانی گرفتم

 

خیلی ها فکر می کنند تو با سیاوش خیرابی مشکل داری و خوب نیست !

واقعا؟ تابحال این را نشنیده بودم

 

البته فکر نمی کنم نشنیده باشی!

به خدا نشنیده بود. راست می گویند این مطبوعاتی ها خودشان تو کار حاشیه هستند.

 

اما تو از ابتدا از سیاوش به عنوان داداش یاد کردی؟!

واقعا من سیاوش رو به اندازه داداشم دوست دارم و هرکجا هم که ما را می دیدند می گفتد که شما چقدر با هم خوب بودیدی.

 

دوست داری دوباره با هم همبازی شوید ؟

آره اما خیلی بعد تر دوست ندارم آن کار در ذهن من تداعی شود.

 

با کدام کارگردان دوست داری کار کنی ؟

افتخار می کنم که با آقای فخیم زاده کار می کنم. با آقای بیضایی، آقای حاتمی کیا، آقای مهرجویی ، آقای کیا رستمی و ...

 

فکر می کنی در بازیگری به اندازه ای قدرت داری که برای بازی در کار این بزرگان دیده شوی ؟

خیلی ها پرسیدند که چطور جلوی خانم روستا ، آقای حاتمی کیا ، خانم گودرزی و ... کم نیاوردی؟! واقعا من در کنار آنها کار یاد گرفتم و اعتماد به نفس هم دارم . من اعتبار و افتخارم را از کار کنار این بزرگان به دست آوردم.

 

فکر می کنی نقطه ضعف محسن در بازیگری چیست ؟

من هیچگاه از بازی خودم راضی نیستم ! همشه توقع بیشتری از خودم دارم

 

کار کدام بازیگر برای تو الگو است ؟

واقعا من الگوبرداری نم کنم ولی از بزای حامد بهداد را خیلی دوست دارم.

 

و در دنیا .

براد پیت

 

نقطه ضعف محسن افانی در زندگی شخصی .

زور از کوره در می روم و عصبانی می شوم. معمولا در برابر ناحقی ها عصبانی می شوم. بیشتر در حق دیگران باور کن !

 

معرو شدن تو در زنگی خانوادگی هم تاثیر گذاشت ؟

خانواده ام افتخار می کنند و من خوشحال هستم که باعث سربلندی خانواده ام شدم

 

تو فقط یک خواهر بزرگتر از خودت داری ، او هم در این حرفه فعالیت می کند ؟

خیر او مترجمی زبان انگلیسی می خواند و سال آخر دانشگاه است.

 

برنامه تو برای سال 1388 چیست ؟چه می کنی که هرچه در امسال به دست آورده ای را حفظ کنی و از دست ندهی ؟

این خیلی سوال خوبی است! به دست آوردن این موفقیت لطف خدا بود و سخت نبود، اما حفظ آن سخت است. خدا لطف کرد و من و سیاوش جایگاهی پیدا کردیم، من اعتقاد زیادی به لطف خدا و پیشرفت پله پله دارم. خدا به من رو کرد و بی وجدانی است اگر بخواهم او را در زندگی ام فراموش کنم. تلاش من و پشتیبانی خانواده ام هم در این مسیر بی تاثیر نبوده است ، اما حفظ کردن این ماجرا به خود من بر می گردد! آدم باید خودش خودش را در این شرایط محدود کند. هیچ کس نمی تواند مرا محدود کند جز خودم! من دیگر نمی توانم مثل سال های پیش در عروسی های اقوام نزدیکم حضور پیدا کنم. خیلی زود آن اتفاقی که شما خبر دارید با گوشی های دوربین رخ می دهد و ... . به هر حال یک بازیگر شناخته شده باید یسیار محترم رفتار کند و رفتارهای گذشته خود را اگر درست نبوده تعدیل کند. زیرا که او زیر ذره بین است. من سعی کردم شخصیت خودم را بسازم. حس می کنم یک خورده مرد شده ام. من باید امروز حتی مراقب راه رفتنم هم باشم!

 

و نوروز سال 1388

بعد از آن دعای سال تحویل دعا می کنم که مردم هیچ کجا لطف خدا را نادیده نگیرند، از خدا می خواهم همیشه پشتیبان من و همه جوان تر ها باشد! امیدوارم در سایه الطاف حضرت مهدی (عج) همه مردم عزیز کشورم در در سال نو شاد ، خرم و سرحال باشند.

 

 من هم از طرف خودم و تمامی دوستان عید رو به تو عزیز تبریک میگم و امیدوارم امسال بهترین سال از همه نظر برای شما و خانواده گرامیت باشه.

 

 

 منتظر آپدیت اختصاصی 11 فروردین باشید .

 

 

 

دنیا را برایتان شاد شاد
و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزومندم
هر روزتان نوروز

 

  

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و سوم اسفند 1387 توسط سارا |

معمولا سالی دو سه بازیگر (البته گاهی بیشتر) در عرصه سینما و تلویزیون ما گل می کنند.و به اصطلاح یک شبه ره صدساله را طی میکنند ، اگرچه محسن افشانی از آن دست بازیگرانی است که با سریال "ترانه مادری" شناخته شد ، اما جالب است بدانید که او در واقع کارش را با بازی در چند نمایش روی صحنه آغاز کرده و قبل از بازیگری کار اجرا را با چند برنامه از جمله "آستانه "،"بوم سفید"،"ما دو نفر" و" سلام بهار" تجربه می کند ولی به قول خودش کم کم با این حرفه فاصله می گیرد و به سمت بازیگری می آید. دغدغه این هنرمند جوان ، بازیگری است و فردای این گفتگو او قرار است بعد از سریال های "کارآگاهان" ، "ترانه مادری" و تله فیلم های "ضامن" و "ماهی کوچولوها دعا می خوانند" اولین حضورش در سینما با بازی در فیلم عباس رافعی تجربه کند ، بخش اول این گفتگو را در ذیل بخوانید و بخش دوم باشد طلبتان تا شماره نوروزی ...

 

WWW.Mohsen--Afshani.Blogfa.Com

 

  محسن افشانی بعد از اجرا و بدون هیچ سابقه بازیگری به این عرصه راه یافت یا ...

   من اردیبهشت سال 13۸۳ توسط یکی از بستگانم برای دیدن یک تئاتر رفتیم قبل از آن ما در سیزده بدر یک دیگر را دیده بودیم و قرار رفتن به تئاتر  از ان روز گذاشته  شد . ان روز من از دیدن نمایش خوشم آمد. تا قبل از ان هم به هیچ وجه فعالیت جنبی نداشتم تنها زبان انگلیسی و درس های دبیرستانم را می خواندم.

پس تو هم  یک جورایی کارت را با تئاتر شروع  کردی؟                                                           

  بله حدود یکسال و نیم تئاتر کار می کردم در واقع با سه چهار گروه فعالیت می کردم  در یک گروه با خانم کریمی بودیم و نمایشی به نام" ملکه زیبای لینین"  را اجرا می کردیم جالب است بدانید داوران ان جشنواره خانم منیزه میر محامدی و اقای امیر دژکام (بازیگر نقش پدر من در سریال " ترانه مادری") بودند.من آن کار را  خیلی دوست داشتم ولی ان داوران کار ما را رد کردند. ما نمایش را برای دانشجویان دانشگاه هنر و معماری اجرا کردیم همانجا گویا یکی از بچه ها با تدوینگر برنامه"  آستانه " اشنا بود و من را به برنامه معرفی کرد و.... 

 و همان نمایش عامل حضور تو در برنامه " آستانه"  در مقام مجری شد؟                                      

  نه در ابتدای کار آقای مختار زاده که کارگردان ان برنامه بودند مرا برای بازی در آیتم های برنامه می خواستند به هر حال ایده ال بچه های تئاتری این است که روزی از بازی روی صحنه تئاتر به تلویزیون راه پیدا کنند ، من پذیرفتم و رفتم من تا ان روز برنامه استانه را ندیده بودم و حتی نمی دانستم برنامه ترکیبی چیست؟! یک زمان بخش هایی از " نیم رخ"  را دیده بودم و چیزی هم از ان در خاطرم نمانده بود حدود یک ماه در میان برنامه های" آستانه"  بازی کردم تا اینکه اقای ختار زاده روزی به من گفتند اگر بخواهی اجرا کنی ما می توانیم تو را کمک کنیم و... در همان برنامه من کم کم ایتم های کوتاه را اجرا می کردم ، پیام فرهنگی استانه ، رادیو استانه خبر گذاری استانه و...                                                   

 از چه زمانی به عنوان مجری یک برنامه فعالیتت اغاز شد؟؟                                                       

   در ابان ماه سال 13۸۶ به همراه خانم ندا واشیانی پور یک روز در میان اجرای برنامه می کردیم. باعث افتخار من بود که با سن و سال پایین مجری یک برنامه ی پر مخاطب شدم.من اصلا فکر نمی کردم آن برنامه و وله هایی (میان برنامه) که من بازی می کردم دیده شود اما واقعا دیده می شد.              

    تا چه زمانی تنها در برنامه "آستانه" مجریگری کردی؟   

  من تا اخر ۸۶ مجری ان برنامه بودم.                            

 و از کی به عنوان بازیگر جلوی دوربین رفتی؟         

   دی ماه سال 13۸۶ بود که از من برای بازی در سریال کاراگاهان به کارگردانی اقای لبخنده دعوت شد. من در اپیزود بازیگر نقش اصلی بودم.          

  و سریال کار اگاهان اولین سریالی بود که بازی کردی؟                                             

                 بله.                                                     

                                                                              

     

با معرفی چه کسی و با چه واسطه ای برای بازی در این سریال معرفی شدی؟   

 از طریق دوستانی که داشتم به دفتر های سینمایی و سریال سازی معرفی می شدم، آن زمان تئاتر هم کار می کردم. من دی ماه در ان سریال بازی می کردم ولی خرداد ماه روی انتن رفت    

  تو در برنامه بوم سفید هم سابقه اجرا داری...

  بله در همان دی ماه بود که آقای کامیار اسماعیلی تهیه کننده برنامه" بوم سفید"  که در حال حاضر در شبکه جام جم ۱ و ۲ در حال پخش است با من تماس گرفتند. در ابتدا قرار بود من به همراه خانم امینی فر و شاهین شرافتی (اقای بوم بود) برنامه را اجرا کنیم من پیشنهاد دادم کیوان ساکت و خانم کائین هم بیایند و ما تبدیل شدیم به ۲ مجری خانم و ۲ مجری اقا  البته بعد ها ارسیا صنعتی و عباس غزالی هم اضافه شدند . بعد از اینکه من رفتم خانم عاملی به برنامه اضافه شدند. برنامه " بوم سفید"  در زمان خودش خیلی صدا کرد چون دست ما باز بود و یک بخشی از برنامه را هم حتی خودمان بودیم . مسابقه تئاتری در انجا به من و کیوان کمک زیادی کرد، جا دارد اینجا اشاره کنم کیوان هم برای کار " راه شیری"  اقای مقدم قرار داد بسته است.   

تا چه زمانی سر برنامه بوم سفید بودی ؟

من حدود 10 ماه تا آبان ماه سر آن برنامه بودم . راستش نمی خواستم 10 ماه سر آن کار باشم ،من از عید شش ماهه قرار داد بسته بودم ولی مجبور شدم تا برج هشت سر آن کار بروم.آن برنامه مخاطب خوبی داشت و حتی گاهی حس می شد "بوم سفید " روی دست تمام برنامه های جام جم زده است. البته قبل از این حرف ها آقای میرکیانی مدیر وقت گروه کودک شبکه یک سیما که من و کیوان را با هم آشنا کرده بود شرایطی را مهیا کردند تا ما برنامه مادوتا را اجرا کنیم، ما ده پانزده برنامه زنده اجرا کردیم و وقتیکه دیدند برنامه مخاطب دارد به شکل منظم تری اجرا شد طوریکه قرار شد ما نود روز فصل بهار را با عنوان سلام بهار به شکل زنده اجرا کنیم ، آن برنامه هم خیلی خوب و پرتماشاگر بود، اما به دلیل مشکلات فراوان و امتحانات بچه ها ،شصت اجرا کردیم و من به شکل کامل از گروه کودک و نوجوان فاصله گرفتم و هرگز هم برنگشتم ....

تا اینکه برگشتیم به سریال ترانه مادری که ستون زندگی محسن افشانی بود؟

بله، ترانه مادری از پانزدهم اردیبهشت اتفاق افتاد.

گویا محمد حمزه ای (دستیار کارگردان) تو را به آن پروژه معرفی کرد؟

بله قرار بود من با محمد سر برنامه "سلام سرهنگ" که البته بعدها به "سلام " تغییر نام پیدا کرد همکاری داشته باشیم که آن اتفاق نیافتاد ، تا حدود دو سال بعد محمد خبر داد که آقای سهیلی زاده تصمیم دارند سریال  "ترانه مادری " را کار کنند! من رفتم دفتر آقای محمدی و مهام (تهیه کننده). آقای حاتمی بازیگردان کار و کارگردان هم آنجاحضور داشتند.

و بلافاصله تو برای نقش پویا نظری در این سریال انتخاب شدی ؟

جالب است درمورد انتخاب بازیگر این نقش ، آقای حاتمی گفتند: "در پس زمینه ذهن من تو بودی چون کارهای تو را قبلا دیده بودم. " گویا به اتفاق نظر رسیده بودند که این پسر مجری است و صلاح نیست که این نقش را بازی کند! سرانجام پس از کش و قوس های فراوان و تلفن هایی که دوستان دیگر به من می زدند ، با من تماس گرفتند و گفتن بیا ! من بعدها شنیدم که سه چهار گروه مرا به این پروژه معرفی کردند. سرانجام قسمت شد من از میان هفتاد هشتاد پسری که تست داده بودند برای نقش پویا نظری آماده شوم! گویا من و برادرزاده آقای سهیلی زاده به فینال رسیده بودیم که خدا خواست و این نقش قسمت من شد.

برای بازی در اولین نقش جدی ات چقدر تلاش کردی و چگونه موفق شدی ؟ تو می توانستی با بازی بد در این نقش خیلی زود محو شوی و فردا جلوی دوربین رافعی هم برای یک فیلم سینمایی نروی ؟

بله ، دقیقا همینطور است. من در راه رسیدن به این نقش نمی توانم از کمک های مفید آقای حاتمی و البته خود آقای سهیلی زاده یادی نکنم.همان ابتدا من به همراه دیگر بازیگران جوان این سریال نشست های مفصلی با آقای حاتمی داشتیم . آقای سهیلی زاده هم توضیحات زیادی راجع به این نقش به من دادند. آقای محمدی و آقای بهبهانی نیا هم که نویسنده کار بودند توضیحات و راهنمایی های فراوانی برای من داشتند. در واقع شناسنامه این کاراکتر توسط نویسنده کار به من داده شد. جا دارد از اینجا به آقای بهبهنی نیا تبریک بگوییم که اینقد خوب شخصیت های این قصه را تراشیدند و در کنار هم به یک پرداخت خوب رسانده بودند. قطعا فکر بزرگی پشت این سریال داشتند.

قبول کن تو با اجراهای زنده ای که در برنامه های مختلف داشتی به اندازه حضور در این سریال دیده نشدی، در واقع محسن افشانی با پویا نظری گل کرد ؟

بله قبول دارم ، رضایت هشتاد درصدی مخاطب از سریال "ترانه مادری " عامل موفقیت و دیده شدن من و داداشم سیاوش عزیز بود ...

در شماره آینده که ویژه نوروز مجله خانه و خانواده است ، شما می توانید ادامه گفنگوی ما را با محسن افشانی که بیشتر حال و هوای عید را دارد و در آن از احوالات شخصی محسن بیشتر صحبت کرده ایم ، از نظر بگذرانید ...

 

خوب امیدوارم که از این قسمت از مصاحبه مجله خانه و خانواده که برای همین ماه هست(اول اسفند۸۷) لذت برده باشید.

امیدوارم که بدون ذکر منبع کپی برداری نشه.

در پایان هم یک سری از عکس های محسن عزیز به همراه علی محمدی رو می تونید ببینید.

                                                                  



                                       

 می تونید پیام های تبریک خودتون رو برای تولد محسن عزیز به نظرات این بخش بفرستید.

 

ارسال پیام تبریک *

 

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه یازدهم اسفند 1387 توسط سارا |

 

تله فیلم ماهی کوچولو دعا می خوانند

 

 

 

 

با تشکر از دوست عزیزم مرسده جان که این قسمت های فیلم رو در اختیار من قرار داد. من هرچی سعی کردم این فیلم رو از اینترنت بگیرم سایتهاش باز نشد.

با فرمت 3gp هستش و فکر کنم واسه اونهایی که ندیدن غنیمته.

امیدوارم لذت ببرید

 

 

 

 

Part 1

 

 Part 2

 

Part 3

 

 

 

 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هفتم اسفند 1387 توسط سارا |
 
"کيميا و خاک" سال آينده اکران مي شود
نويسنده و کارگردان فيلم "کيميا و خاک" گفت: فيلمبرداري فيلم کيميا و خاک در ايام دهه فجر آغاز شده و سال آينده آماده اکران خواهد شد.
عباس رافعي در گفت وگو با خبرنگار ايرنا گفت: فيلم کيميا و خاک داستاني اجتماعي در موضوع انقلاب اسلامي است که در 5 اپيزود و با داستان هاي گوناگون ساخته خواهد شد.
اين کارگردان سينما عنوان کرد: این فیلم از ۱۴ بهمن در رستوران هتل جهان واقع در خیابان طالقانی کلید خورده و به احتمال فراوان فيلمبرداري اين اثر سينمايي تا اواسط فروردين ماه به پايان رسيده و در اوايل سال آينده در سينماهاي ايران اکران خواهد شد.
عباس رافعي که نويسندگي و کارگرداني اين فيلم را به عهده دارد در ادامه خاطر نشان کرد: تهيه کننده اين فيلم موسسه فارابي است و لوکيشن آن در منطقه سرچشمه تهران واقع شده است و گروه فيلمبرداري در اين منطقه مشغول فيلمبرداري سکانس هاي فيلم هستند .
عوامل اين فيلم عبارتند از؛ بازيگران: محسن افشاني ،حسين ياري، حامد بهداد، آزيتا حاجيان، امير آقايي، اصغر نژاد ايماني، سياوش طهمورث،پریوش نظریه ،امیر محمد زند،مهران نائل ،سارا همتی، فرامرز روشنایی ،فرید کلهر  و علیرضا نائینی و ....
نويسندگان: عباس رافعي و بهرام صحيحي.
کارگردان: عباس رافعي
مدير فيلمبرداري: محمد آلادپوش
مدير صدابرداري: عباس رستگاري
طراح صحنه: اصغر نژاد ايماني
تدوين: نازنين مفخم
جلوه هاي ويژه: اصغر پورهاجريان و محسن پورهاجريان.
 
قصه آن درباره 5 گروه است كه در فضاي ملتهب آبان ماه سال 1357 درصدد هستند تا به آخرين پروازي كه به پاریس می رود برسند اما در ادامه ماجرايي سرنوشت اين افرادي را به همديگر پيوند مي زند ... 
 
امیدواریم در این کار موفق باشه .
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه پنجم اسفند 1387 توسط سارا |

سلام  به دوستان عزیزم. همونطور که تو پست قبلی گفته بودم قرار بود یک مصاحبه بسیار قشنگ از محسن و سیاوش عزیز بذارم. من که تازه دیشب برای اولین بار شنیدم. مصاحبه در رادیو انجام گرفته و به صورت زنده بوده . این مصاحبه برای 7 شهریور یعنی همون آخرین روز فیلمبرداری ترانه مادری هست.خیلی قشنگه مخصوصا کلکلاشون

نمی خوام بیشتر از این توصیفش کنم تا خودتون گوش کنید و لذت ببرید. و باید بگم تو هر شش تا قسمت محسن عزیز حرف زده و ...

دیگه برید خودتون گوش کنید

 

Part 1

 

Part 2

 

Part 3

 

Part 4

 

Part 5

 

Part 6

 

 

باتشکر از مرسده عزیزم

خدانگهدار

 

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه یکم اسفند 1387 توسط سارا |