تبليغاتX
محســـــن افشـــــانی

 

گفتگوی آنلاین محسن افشانی با هواداران امروز سه شنبه که به دلیل رعایت نکردن قوانین برگزار نشد .البته محسن اومده بوده اما دوستان یک مقدار اذیت کردن که ما هم توش شریک شدیم.

اینم یک عکس از امروز :

 

    سایت سیمای ایرانی مثل دفعه قبل یک فیلم از روز کنفرانس که برگزار نشد گذاشته که از پایین می تونید دانلود کنید.

 

دانلود فیلم

 

 اما موضوع وبلاگ. دیشب محسن حدود ساعت های ۲۲:۳۰ در برنامه جشن رمضان با سیاوش خیرابی حضور داشت که هردوشون از کارهاشون صحبت کردن که من فقط تونستن تیکه دوم رو براتون کپچر کنم و تیکه اول رو هم از اینترنت گرفتم.

 

        

 

دانلود تیکه اول مصاحبه

دانلود تیکه دوم مصاحبه

 

برنامه ای هم که قرار بود در شبکه دو با کیوان اجرا کنه کنسل شده چون تایم مناسب برای اجرای این برنامه بهشون ندادن.

این هم عکسیه که محمد دوست محسن ازش گرفته و در وبلاگ محسن گذاشته بود.

 
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه سوم شهریور 1388 توسط سارا |
 

ویژه برنامه نشانی به مناسبت روز جوان

   

این برنامه امروز ۱۲/۴/۸۸ از شبکه رادیویی جوان موج FM به صورت زنده پخش شده.

در برنامه مهمانان زیادی داشتند اما محسن افشانی به دلیل بازی در سریال بازپرس نتونستن حضور پیدا کنن و فقط باهاشون از پشت تلفن مصاحبه  کردند.

این مصاحبه که برای امروزه رو می تونید از پایین دانلود کنید.

 

دانلود مصاحبه

 


          محسن افشانی در مجموعه تلویزیونی شوق پرواز

 

خبرگزاري فارس: ساخت مجموعه تلويزيوني شوق پرواز به كارگرداني يدالله صمدي با محوريت زندگي سرلشكر شهيد عباس بابايي ‌از ۲۸ خرداد آغاز شد.


بازيگران  اين مجموعه تلويزيوني ۱۳ قسمتي  الهام حميدي، ستاره اسكندري، افسانه بايگان، سعيد نيك‌پور، بهمن زرين‌پور، مهران رجبي، مينا جعفرزاده ،حسن جوهرچي و محسن افشانی هستند.     ديگر عوامل اين پروژه : جواد نوروز بيگي تهيه كنندگي، حسن پويا مديريت تصويربرداري، سعيد ملكان طراح گريم، اصغر نژاد ايماني طراح صحنه و لباس و مجيد مجيدي به عنوان مدير توليد در اين مجموعه فعاليت مي‌كنند.
مديرعامل موسسه فرهنگي، هنري شاهد تصريح كرد: فرهاد توحيدي، حسين تراب نژاد و مهدي محمديان نژاد نويسندگان اين مجموعه هستند كه با توجه به تعدد لوكيشن‌ها و حجم پروژه، تصويربرداري حدود شش ماه به طول خواهد انجاميد.


وي افزود: لوكيشن‌هاي اين مجموعه در شهرهاي قزوين، اصفهان، دزفول، بوشهر، مكه مكرمه و يك كشور اروپايي تهيه مي‌شود.
دهقاني پوده ادامه داد: در حال حاضر دكورهاي شهري، نظامي و بيمارستاني به سرعت توسط گروه در حال ساخته شدن است.
وي ياداورشد: مجموعه تلويزيوني شوق پرواز روايتگر زندگي سرلشكر خلبان عباس بابايي معاون عمليات نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران است كه پانزدهم مرداد ماه سال ۱۳۶۶ مقارن با عيد سعيد قربان، به هنگام بازگشت از يك مأموريت برون مرزي، هدف اصابت گلوله پدافند هوايي دشمن بعثي قرار گرفت و به درجه رفيع شهادت نايل آمد.

به گزارش سرویس تلویزیون ایسنا، سریال «شوق پرواز»  از چهارم مرداد ماه در بیمارستان بعثت نیروی هوایی ارتش تصویربرداری شد.

این سریال طی روزهای گذشته مراحل تغییر لوکیشن و تست بازیگران جدید را طی کرده و از چهارم مرداد ماه ، تصویربرداری لوکیشن جدید آغاز شده است.




نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 توسط سارا |

 

    در روز 10 یا 11 اسفندماه سال 87 محسن افشانی در برنامه ای حضور داشت با اسم "بچه ها مدرسه" که این برنامه ساعت 6:30 صبح به صورت زنده پخش می شد که بسیاری از ما ندیدیم.

برنامه جالبی که محسن عزیز به عنوان مهمان درش شرکت کرد.

حالا من این برنامه رو براتون به چند قسمت تقسیم کردم تا بتونید راحت بگیرید و ببینید.

 

خیالتون هم راحت باشه فیلم ها با کیفیت بد گوشی نیست فیلم ها رو می تونید با کیفیت عالی در کامپیوتر ببینید.

 

 

Part 1 (WWW.Mohsen--Afshani.Blogfa.Com) Part 1 (WWW.Mohsen--Afshani.Blogfa.Com)

Part 1 (WWW.Mohsen--Afshani.Blogfa.Com)  

 

 

Part 1

 

Part 2

 

Part 3

 

Part 4

 

Part 5

 

 

 

 

 

  

این هم پوستری از محسن افشانی هست که من در یکی از شهرستان ها دیدم . فکر کنم همه پوستر فروشی ها داشته باشند.

 

  (WWW.Mohsen--Afshani.Blogfa.Com)

  

آپدیت بعدی میره تا دوم اردیبهشت ماه برای اینکه هم من مقداری درگیرم و هم مصادف میشه با تولد 1 سالگی وبلاگ "محســـــن افشـــــانی "

 

همچنین شما می تونید نظرات و انتقادات خودتون رو راجع به عملکرد یک ساله این وبلاگ بگید و پیشنهاد های خودتون رو برای بهبود وبلاگ به صورت نظر بفرستید.

 

با تشکر از همیاری و همکاری شما.

 

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیستم فروردین 1388 توسط سارا |

سلام  به دوستان عزیزم. همونطور که تو پست قبلی گفته بودم قرار بود یک مصاحبه بسیار قشنگ از محسن و سیاوش عزیز بذارم. من که تازه دیشب برای اولین بار شنیدم. مصاحبه در رادیو انجام گرفته و به صورت زنده بوده . این مصاحبه برای 7 شهریور یعنی همون آخرین روز فیلمبرداری ترانه مادری هست.خیلی قشنگه مخصوصا کلکلاشون

نمی خوام بیشتر از این توصیفش کنم تا خودتون گوش کنید و لذت ببرید. و باید بگم تو هر شش تا قسمت محسن عزیز حرف زده و ...

دیگه برید خودتون گوش کنید

 

Part 1

 

Part 2

 

Part 3

 

Part 4

 

Part 5

 

Part 6

 

 

باتشکر از مرسده عزیزم

خدانگهدار

 

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه یکم اسفند 1387 توسط سارا |

سلام . یه سلام پر از شور و شوق و هیجان پس از یک دیدار بعد

 

 از چندین ماه

 

 

 

بالاخره  سعادت پیدا کردیم و محسن رو بعد از چندین ماه تو این

 

 تلویزیون دیدیم. یک تیکه کوچولو در برنامه 30 تا 30 که این برنامه

 

 صبح ها ساعت 9:30 با مجری گری فرزاد حسنی در جام جم ۳ 

 

پخش میشه.

 

البته در این برنامه با محسن مصاحبه نکردن و محسن عزیز فقط درمورد

 

 بازیگران کوچک و آینده شون در تلویزیون حرف میزنه.

 

(چون مهمان برنامشون علی آهنگر بازیکر نقش علی کوچولو

 

بوده و اصلا مضمون برنامه هم همین بوده)

 

 

این آپ هم مخصوص همین برنامه است و من این مصاحبه چند

 

 دقیقه ای رو هم به صورت تصویری گذاشتم (برای کامپیوتر) و هم

 

 به صورت صوتی(با کیفیت عالی) .

 

 

 

                              

    

 

 

 

 

                                             30 تا 30 (Mp3)

 

 

                                                30 تا 30 (avi)

 

 

 

                          

     WWW.Glam-Mohsen.Blogfa.Com

                                         

 

                              این عکس بالایی هم از وب تبسم و پارمیدای عزیز هست

 

 

 

 

 

 

 به امید برنامه های دوباره این  شکلی  

 

 

 

 

 

این هم یک عکس خیلی قشنگ از وب عمو باربد عزیز

 

تاریخ عکس ۴/۱۱/۸۷

 

 

   

 

 

 

 

 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نهم بهمن 1387 توسط سارا |
    

یک مصاحبه بسیار قشنگ از یکی از دوستای عزیزم (  غزل جان  ) گرفتم که

 

واسه خیلی وقت پیشه . امیدوارم خوشتون بیاد. ممنون غزل عزیزم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

     متن مصاحبه با محسن افشانی در زابل

 

۶ آذر

قاسمی:محسن افشانی هنرمند جوان کشورمون                                      

(همه ای ول ای ول میگفتن و میگفتن محسن دوستت داریم)          

محسن افشانی :یه دست خوشگل به افتخار آقای قاسمی بزنید                     

عرض سلام و ادب دارم خدمت شما تک تک عزیزان و خیلی      خوشحالم که در خدمتتون هستم.یک دنیا ممنون از مهمون نوازی   خیلی خوبتون                                                                    

یه فرقی که این جشن داره نسبت به جشنای قبلی که با بچه های صدای تهران بودیم لطف کردن صحنه رو با میکروفون سپردن دست من گفتن حیفه اینهمه راه اومدیم اینجا این 10 دقیقه ای که خدمت شما هستم خودم شخصا در خدمت شما هستم و فضولیم کردم در حیطه ی اجرا خواستم فقط همینو بگم

از تک تکتون ممنونم

(همه تشویقش میکنن)

محسن افشانی:قربون شما خیلی ممنون خیلی ممنون

من داداش کوچیکه ی خیلی از شماهام و ازیه خورده ی شمام یه کوچولو بزرگترم نیومدم نصیحت کنم هم سن و سالای من و کوچیک تر از من و بزرگتر ازمن ماشاالله اینقدر عاقل هستن که نیاز به نصیحت ندارن

فقط اومدم نظر سنجی کنم راستی یادم رفته بود

بریم برگردیم به چند روز قبل و چندین روز قبل و چندین ماه قبل وقتی که من تاترو شروع کردم فکر کنم سال 1383 بود

دی 84 بود که دعوت شد از من تو برنامه ی آستانه کیا یادشونه دست بزنن

(همه میگفتن من و دست میزدن)

محسن افشانی:اخه یادتونه موهامو چپ میزدم خب بهر حال مجری تازه بودم دیگه عینکم میزدم تازه

بعدنزدیکای عید 87 بود مادوتا رو کیا یادشونه دست بزنن

(همه دست میزدن)

محسن افشانی:جای دوست خوبم کیوان ساکت اف خالیه یه دستم به افتخار اون بزنین

(همه دست زدن)

محسن افشانی:حالا من یه چیز جالب بگم:البته بذار برسیم به برنامه ی سلام بهار بعدا

کیا سلام بهارو دیدن هر کی خوشش اومد دست بزنه

(همه کلی دست زدن)

محسن افشانی:اخی به خدا میدونستیم اینقدر طرفدار داره خوشگل تر اجرا میکردیم

هر کل کلی که از منو کیوان دیدین هر دعوایی که میکردیم هر شوخی و خنده ای که میکردیم خودمون بودیم متن نداشتیم شیطنت میکردیم

60 روز توی عید 87 در خدمتتون بودیم با برنامه های خیلی خوبه سلام بهار

طرفدارامون دست بزنن ببینم

(همه دست زدن و جیغ کشیدن)

محسن افشانی:قربونتون برم

بوم سفیدو کیا میبینن؟

(همه دست میزدن و میگفتن ما!)

محسن افشانی:خدا مرگم بده چقدر ماهواره داریم اینجا!لو دادین خودتونو

همون دی ماه 86 بود که کاراگاهانو بازی کردم علی تعویض روغنی کی یادشه؟

(همه دست زدن)

محسن افشانی:خب چون کوچولو بود نقشم زیاد یادتون نیست

وسطای سلام بهار بود 15 اردیبهشت 87 زنگ زدن از طرف یه سریالی

(همه دست زدنو هورا گفتن محسن خندید و سرشو گذاشت رو میکروفون)

رفتیم قرارداد بستیم و از 15 مرداد سریال ترانه ی مادری رفت رو آنتن.......

(همه دست و جیغ زدن)

محسن افشانی:یه دست خوشگلم به افتخار دوستای گلم سیاوش خیرابی--بیتا سحرخیز--حنانه شهشهانی--سرکار خانوم روستا--آقای حکیمی--خانوم لاکانی--خانوم گودرزی وبقیه ی بزرگا و پیشکسوتای عزیزی که تو این فیلم نقش آفرینی کردن یه دست خوشگل بزنید حالا........

(همه دست میزدن و میگفتم ای ول ای ول)

محسن افشانی:جاشون خیلی خالیه دلمم خیلی براشون تنگ شده

(همه بلند میگفتن محسن دوستت داریم(بخصوص دخترا...!!))

(محسن سرشو انداخت پایین و خندید و گفت:)

بابا به خدا این کارا رو میکنید من خجالت زده میشم یه کاری کنید دفعه بعدم بیام زابل آخه...به افتخار خودتون دست بزنید حالا

خب بسه..!حالا هر کی خوشگله دست بزنه

(همه دست زدن)

محسن افشانی:اعتماد بنفسا واقعا.......!

خب تقریبا سه هفته پیش بود فیلم سینمایی ضامنو کی یادشه؟

(همه دست زدن)

محسن افشانی:آخی اونجا سرطان داشتم یادتونه؟دلم سوخت برای خودم

حالا میخوام یه خبر خوب بهتون بدم:2 تا کار الان در پیش دارم که از هفته ی آینده شروع به فیلم برداری میشه امیدوارم وقتی دیدین خوشتون بیاد اینجا نقش حسامو من بازی میکنم تو یه سریالی به اسم حادثه در بزرگراه تو مایه های هشدار برای کبری 11 امیدوارم خوشتون بیاد

یه فیلم سینمایی دیگه ام یه ماه دیگه نشون میده به اسم ماهی کوچولو ها دعا میخونن بچه جنوبم موفرفری ابرو پیوندی حالا  ببینید خوشتون بیاد

این کارایی بود که تا حالا انجام دادم و انجام خواهم داد

(همه داد میزدن محسن دوست داریم محسن دوست داریم محسنم سرشو گذاشته بود رو میکروفون معلوم بود خجالت میکشه و میخندید)

محسن افشانی:هر کی مامان و باباشو دوست داره یه دست خوشگل بزنه

(همه بلند دست زدن)

محسن افشانی:نه به نظر من کم بود بیشتر از اینا باید دست بزنین

(همه بلندتر دست زدن)

محسن افشانی:حالا شد

من هرچی تو زندگیم دارم از دعای خیر بابا و مامان گلمه خیلی دوسشون دارم شمام همینطور هر کی تو زندگیش هر چی داره و به هر جا که رسیده مطمئنآ از دعای خیر پدر و مادرشه امیدوارم قدرشونو بدونیم خدا نکنه از دستشون بدیم اون موقع اس که میفهمیم چه اتفاقی افتاده برا سلامتیشون صلوات قشنگ بفرستین

(همه صلوات فرستادن خود محسنم صلوات فرستاد)

خب و اما 2-3 تا توصیه ی کوچولو:کیا دوست دارم بازیگرشن دست بزنن

(همه بلند دست زدن)

محسن افشانی:اخی ماشاالله همه ایشاالله همکارای منین 2-3 ساله آینده ولی حالا به هر حال من راهی که رفتم راه تاتر بود این یه راهش بود میتونید برین تاترو شروع کنید و تاتر کار کنید یه هنر خیلی زنده و قدرتمندیه یعنیآدمو مدعی میکنه نه پرروها یعنی آدمو مدعی میکنه از اینکه دیگه ترسی از دوربین نداره و از بازی کردن جلو دوربین دیگه هیچ ترسی آدم نداره اگه خیلی سخت بود براتون و دوست داشتین تحصیل کرده ی این رشته بشید به هر حال میتونید توی رشته ی فنی و حرفه ای گرایش نمایش شرکت کنید یا ادبیات نمایشی امیدوارم بازیگرای خوبی بشید ما بازیگر تحصیل کرده خیلی کم داریم واقعا امیدوارم از این راه وارد شید یه راه سومی هم داره اونم دیگه همه میدونید دیگه ماشاالله پارتی دیگه الان هست هر کی دوست داره بازیگر شه اینقدر پارتی (انگشت شصتشو رو انگشت اشارش گذاشت) کافیه

یه بار دیگه خواهشمندم به افتخار خودتون شما عزیزان و نازنینان یه دست خوشگل بزنید من خجالت میگشم به خدا الان اینجا وایسادم

(همه دست زدن)

محسن افشانی:بابا آدم چقدر ظرفیت داره اینهمه به یه نفر؟! ای بابا

(تشکر کرد از مسئولینی که این جشنو برگزار کرده بودن)

دیگه عرض خاصی نیست میخوام دعوت کنم از جناب آقای قاسمی مجری توانمند این برنامه

(همه داد میزدن میگفتن نه نه نه دوباره دوباره )

قاسمی:مزش همون یه باره!!!

یه نفر یه نقاشی کشیده بود از محسن آوردن نشون دادن

 آقای قاسمی از محسن پرسید خوبه؟شبیه کشیده؟

محسن:خوبه........عینکمو فقط تابلو کشیده.!!

بعد یه مدت دوباره گفت:ببخشید اشتباه کردم این درسته فکر کردم تو ترانه مادریه که نیست این اجرای من بود تو برنامه سلام بهار این عینک اونجامه دستشون درد نکنه کار هرکی بوده خیلی ممنون

قاسمی:محسن جون در پایان یه جمله درباره ی زابل و زابلیای مهربون بگو:

محسن افشانی:عاشق مردم زابلم چون هموطنای منن

(همه دست زدن واسش)

محسن افشانی:من عادت دارم آخر برنامه هام شعر میخونم:

آدمک آخر دنیاست بخند       آدمک عشق همینجاست بخند

دستخطی که تو را عاشق کرد        شوخی کاغذی ماست بخند

آدمک مست نشوی گریه کنی        کل دنیا سراب است بخند

آن خدایی که بزرگش خواندی     به خدا مثل تو تنهاست بخند

شبتون بخیر

(همه آخرین دست و جیغشونو زدن)

 

    ۵ آذر

 

استقلالی یا پرسپولیس؟

محسن دوید میکروفونو از آقای قاسمی گرفت گفت استقلالیا دست بزنن

(بعضیا دست زدن!!!)

بعد با صدای بلند خیلی بلند تو میکروفون داد زد:حالا پرسپولیسیا دست بزنن

(همه همه ی همه بلند به افتخار پرسپولیس دست زدن)

قاسمی به زور میکروفونو از محسن گرفت گفت:حالا من که پرسپولیسی نیستم ولی به قدری زیبا کار کردن که قطبی در رفت....رفت دبی تازه اس ام اس زد آقا من در رفتم.!!!

بازی اخیرانش با کجا بود؟پیکان بود نه؟30 تا پنالتی نزدن؟

(اکثرا اعتراض کردن گفتن ولی 60 تا گل نخوردن!!)

قاسمی گفت:رنگ آسمون زابلتون چه رنگه؟

(بعضیا میگفتن قرمز بعضیام میگفتم آبی)

قاسمی گفت:آب که خوردین؟آب چه رنگیه؟

بعدش دوباره با صدای بلند گفت حالا بگید خونتون چه رنگیه؟

(همه پرسپولیسیا گفتن قرمز)

محسن میکروفونو گرفت گفت:شما برو یه لیوان آب بردار بیار ببینم آبیه یا نه؟!!!!؟

پاشو برو با هواپیما بالا ببین آبی میبینی هوا رو یا بی رنگ..!!!

(قاسمی میخواست میکروفونو به زور بگیره محسن گفت نه نمیدم میکروفونو نمیدم...!)

محسن بلند گفت:باخت پرسپولیس شرف داره به افتخار پرسپولیسیا یه دست محکم............افشین قطبی زنده باد رفت.

(همه دست میزدن میگفتن افشین امپراطور)

قاسمی گفت:جوجه رو آخر پاییز با هم میشمریم قهرمان میشیم شکم نکنید

قاسمی:محسن جان در پایان یه جمله درباره ی مردم خوب زابل بگو:

محسن افشانی:هر چی میگم باهام تکرار کنید:(همه باهاش خوندن):

 

دل من با دل تو خورده گره       نکنه ناز کنی باز کنی این 2 گره

 2کلوم حرف حساب باهات دارم     میخوام بگم با معرفت دوستت دارم

به یادتم

 

 

نوشته شده در تاريخ جمعه بیستم دی 1387 توسط سارا |

دانه می گوید حسین دوردانه می گوید حسین

تا به محشر این دل دیوانه می گوید حسین

اود می گوید حسین معبود می گوید حسین

تا ظهورش مهدی معود می گوید حسین

روح می گوید حسین مشروح می گوید حسین

ساقی سر تا به پا مجروح می گوید حسین

بال می گوید حسین اقبال می گوید حسین

این دل سر گشته در هر حال می گوید حسین

 

سلام دوستای عزیزم. امیدوارم خوب و خوش و سلامت باشید.

 

اومدم تا ایام تاسوعا و عاشورای حسینی رو به همتون تسلیت بگم .

 

خبرهای زیادی هم نیست و فقط دو تا عکس گذاشتم که از

 

مارال نازنینم  گرفتم . امیدوارم لذت ببرید.

 


 

 مصاحبه عید غدیر رو هم براتون به صورت صوتی گذاشتم تا دوستانی

 

 که نتونستن ببینن حداقل تو کامپیوترشون بشنون .

 

                                 جشن عید غدیر (Mp3)

 

 

     با آرزوی موفقیت و سلامتی. خدانگهدار

 

 

پرسيدم: ازحلال ماه، چرا قامتت خم است؟ آهي كشيد و گفت:

كه ماه محرم است

گفتم: كه چيست محرم؟ با ناله گفت: ماه عزاي اشرف اولاد

آدم است

 

 

نوشته شده در تاريخ جمعه سیزدهم دی 1387 توسط سارا |

جشنواره شهر و شهروندگروه صدای تهران با حضور محسن افشانی در بهبهان

 

محسن:خیلی خوشحالم که اینجا هستم.باعث افتخار من است که این همه مردم خوب دوسم دارن

خیلی دوستتون دارم ممنونم.

ایمانی:متشکرم.محسن جان من گفتم شاید با عینکت بیایی.عینک مطالعه است اره.

محسن:والا

(همه جمعیت داد می کشیدند که محسن دوست داریم)

محسن:اول از همه من یه چیز بگم خیلی لطف دارین شما.من توحالا توعمرم اینقدر نخوابیده بودم

تا 10 دقیقه پیش خواب بودم من.

ایمانی:واقعا

محسن:والا. بعدشم من عینکی نیستم اصلا . بی خودی تو تلوزیون عینک می زدیم دیگه

چشام اصلا ضعیف نیست.

ایمانی:من می خواستم بگم که خدا وکیلی حیف این چشمای خوشگلو پشت عینک...

(همه با هم جیغ و دست و هورا می کشیدند و می خندیدند)

محسنم سرش پایین بود و می خندید

ایمانی:چشمای قشنگی داره زلال مثل ابی اسمون به افتخارش یه دست بلند بزنین

( (محسن سرش رو انداخته بود پایین

(همه با هم جیغ و دست و هورا می کشیدند و می خندیدند)

محسن:کی پریشب فیلم ضامن رو دید.

(همه با هم گفتند من)

محسن:اگه فکر می کنید خوب بازی کردم دست بزنید.

(همه بلند دست و جیغ زدند)

ایمانی: ترانه مادری رو خوب بازی کرد یا ضامن رو.هردوتا شو؟

(یه عده می گفتن ترانه مادری یه عده می گفتن ضامن)

ایمانی:محسن جان. تا حالا بهبهان اومده بودی.

محسن:من اهواز که اومده بودم ولی بهبهان نیومده بودم.

ایمانی:این مسیری رو که از اهواز تااینجا اومدی اذیت نشدی.

محسن:(با خنده)خواب بودم.

ایمانی:(با خنده) خواب بودی!ما شا ا.. همیشه خوابی اره.

محسن: خوب دیگه چی کار کنم.

ایمانی:پر کاره دیگه . هنرمند هایی که پر کارن .معمولا یا باید تو پرواز بخوابند یا تو ما شین.

محسن:حالا یه چیزی.دوست دارم برای جناب اقای مرتضی ایمانی مجری خوب این برنامه یه دست

خوشگل بزنید.

(همه بلند دست و جیغ زدند)

ایمانی:متشکرم.متشکرم. لطف دارین.

محسن:برای این که استادمن هستندمن هرکاری تا الان کردم.دستشم درد نکنه.

ایمانی:مرسی عزیزم.تو اینقدر دوست داشتنی و با صفا هستی که...

محسن:قربون شما.

ایمانی:تو ماه رمضان هم شاهد هنر نمایی تودر شبکه سه سیما بودیم و هنرمندانه ظاهر شدی.

می خواهم بگم که محسن طر فدار چه تیما هستی.

محسن:استقلالی ها دست بزنند.حالا دستا پایین . پرسپولیسی ها دست بزنند. این شد.پرسپولیس

هستم.(باخنده)زنده باد افشین قطبی.

(همه بلند دست و جیغ زدند)

ایمانی:محسن خیلی صادقانه هر ان چه در ذهن داره عنوان می کنه .یه دست هم به افتخارش.

(همه بلند دست و جیغ زدند)

ایمانی:محسن جان من می تونم ازت سوال کنم که یه دونه از خاطرات قشنگت از ترانه مادری

تعریف کنی.

محسن:حالا یادم اومد.تا حالا یادم نمی اومد .یادمه به روز های پخش رسیده بودیم یعنی ما از اردیبهشت

که شروع کرده بودیم به تیر و مرداد کشیده شد.ما رسیده بودیم به اخر های پخش و باید دو روز دیگه می رفت

رو انتن. بعدگفتن یه سکانس که تو کارخونه باید بگریم که امشب باید پخش می شد.کار خونه هم کارخونه

پارس خودروی کرج بود.از اونجایی که ما ساعت 6 شروع می کردیم. من خیلی خوابم می اومد این بود که

یواشکی رفتم رو یه کاناپه در اتاق مادر بزرگ و خوابیدم.بعد دستیار 3 کارگردان اومدو من و بیدار کرد .

بعد رفتم بیرون و دیدم که خانم سحر....(یه ذره مکث کرد) نغمه ادیب(همه بلند دست و جیغ زدند)وثریا شرفی هنوز گریم

نشدند.بعد گفتم که تا اینها

گریم بشوند .یه یکساعت . یکساعت و نیمی طول میکشه. به همین دلیل دوباره یواشکی رفتم و گرفتم

خوابیدم.

ساعت یازده بود دیدم دوباره دسیار 3 کارگردان اومد زد تو سرم و گفت تو اینجا چی کار می کنی.گفت اونا

رفتن کرج و تو جا موندی.بیچاره ها اونا تا ساعت11 منتظر من شدندو اونا صحنه هایی که من تو اون نبودم رو

گرفته بودم .وساعت11شب باید می رفت رو انتن من واقعا شرمنده ام.چشمای من هنوز پف کرده چون تا حالا خواب

بودم.

ایمانی:می خواهی الان تعطیل کنیم بری بخوابی .

محسن:نه الان دیگه از خواب بیدار شدم.

ایمانی:دوست داری بهبهان رو بگردی.

محسن:چرا خیلی دوست داشتم فکر کنم ساعت8و9 صبح نه ساعت یازده بود رسیدیم.دوست داشتم برم بگردم

ولی وقتی دیدم کسی نیست خوابیدم.قراره که فردا بریم.

ایمانی:کجا بیاییم.

(همه می گفتن خونه ما خونه ما)

ایمانی:محسن جان ممنونیم که امروز اومدی

(همه میگفتن نه)(بعدشم گفتن محسن دوست داریم.)

محسن:خواهش می کنیم البته جدید ترین کارم هم بهتون بگم .سریالی است به نام حادثه در بزرگراهکه یکی دو

ماه دیگه میاد من هم هستم سریالی است شبیه به هشدار برای کبری11 (می خوایم ماشین بترکونیم.)

ایمانی:از کدوم شبکه پخش میشه

محسن:فکرمیکنم از شبکه3

ایمانی:محسن جان متولد چه سالی هستی.

محسن:(میکروفون رو برد کنار)دخترخانم ها بهتر میدونن

همه می گفتن68/1/11

محسن:درسته.

محسن:چقدر خوب راه 100 ساله رویه شبه طی کردم.

ایمانی:یه دست دیگه به افتخارش.چه توصیه ای به هم سن و سالان خودت می کنی.

محسن:مامان بابا هایتان را دوست دشته باشید و به اونها احترام بذارید.

ایمانی:انشاا... که محبوبیتت بیشتر بشود

 

ممنون از خواهر مهربونم باران گلم که این مصاحبه رو خودش شنیده بود و در اختیار من گذاشت . در اجرای این برنامه هم شک نکنید.

مرسی باران جان

 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 توسط سارا |

اگه می خواید چشم انداز رو ببینید به اینجا برید

 

 

 

چشم انداز (با حضور محسن افشانی)

 

وقتی روی این لینک کلیک می کنید یه پنجره مدیا پلیر براتون باید باز بشه . البته واسه من از این طریقه . شما هر برنامه که برای اجرای ویدئوهاتون دارید شاید با اونها باز بشه . بعد تا ۱۰۰ درصد پر نمیشه و شما می تونید ببینید . البته توجه داشته باشید که نباید اینترنتتون قطع بشه .

 

 

این فایل برای دانلود کردن نیست . شما باید به صورت آنلاین این برنامه رو ببینید . 

بای

 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم آذر 1387 توسط سارا |

سلام دوستای گل و عزیزم

 

 

حتما توی این چند شبی که گذشت محسن افشانی عزیز رو توی

 

 مسابقه ۱۰۱ در کنار هنرمندان شبکه ۳ دیدید. البته محسن عزیز در کنار

 

تماشاچی ها نشسته بود به همین خاطر دوربین هم زیاد روش نمی رفت .

 

 

 

 

 

 

اما اگه ۵ شنبه ساعت ۱۲:۳۰ تلویزیون رو روشن می کردید شبکه ۳

 

یک مصاحبه نسبتا کوتاه کرد. من این مصاحبه رو براتون گذاشتم .

 

من که از مدیاپلیر کامپیوترم باز کردم نشون داد .

 

 

 

                                          

 

 

جشن عید غدیر (مصاحبه) mp4

 

جشن عید غدیر (مصاحبه)  wmv

 

 

 

 

 

 

Part 2

 

 

 

 

 

 

اینم متن این مصاحبه

 

محسن افشانی در جشن عید غدیرخم

 

مکان : دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

 

 

 

مجری ا : ترانه مادری رو کیا دیدن ؟ دوست دارید کدوم یک

 

 از بازیگرای ترانه مادری اینجا باشه ؟ کیو بگیم آقا ؟

 

مجری 2 : یادتونه شهر خلوت میشد ؟

 

مجری 1 : آره آقا ما پاتوقمون پارک ملت بود . می شستیم

 

 جلو تلویزیون نگاه می کردیم .

 

به افتخار محسن افشانی

 

مجری 2 : آقا محسن بیا .

 

مجری 1 : هنرمند جوان . خوش استعداد کشورمون . آقا محسن افشانی

 

   سلام . عیدت مبارک

 

مجری 1 : خیلی خوش آمدی محسن جان . محسن جون هی زیر لب

 

 احساس لطف داره به بنده .

 

مجری 2 : خوب یک سلام علیک بکن

 

محسن افشانی : عرض سلام . ادب دارم خدمت شما بزرگواران

 

 گرامی . خیلی خوشحالم که در این روز بزرگ خدمت شما هستم .

 

عید غدیر رو بهتون تبریک عرض می کنم .

 

مجری 2 : همچنین بر شما قربان

 

محسن افشانی : تشکر ، لطف دارید

 

مجری 1 : چه خبر محسن جان ؟

 

محسن افشانی : سلامتی ، همه چی عالیه

 

مجری 2 : مثل اینکه سرت خیلی شلوغ بود .

 

مجری 1 : وقتی بهش زنگ زدیم خیلی سرش شلوغ بود

 

مجری 2 : سرش خیلی شلوغ بود منتها قبل از اینکه بیاد تو

 

برنامه رفت سلمونی و یه خورده خلوتش کرد و اومد .

 

مجری 1 : یه چیزم  محسن دو سه روز پیش به من گفت ، نمی دونم

 

 دوست داشت یه اشاره بکنه . یه پیشنهاد خیلی خوب از سوی یکی

 

 از بزرگان سینما و تلویزیون بهش شده . دوست داشت اشاره میکنه .

 

محسن افشانی : بله ، والا چی بگم دیگه . من همیشه دوست دارم

 

 غافل گیر بشن . نقشایی که بازی می کنم ، دوستان ببینن و باب

 

 میلشون باشه . اما یک سریالی به من پیشنهاد شده از طرف آقای

 

 مهدی فخیم زاده . دوست دارم ببینید و خوشتون بیاد ، خیلی ممنون

 

مجری 2 : آقای فخیم زاده که همیشه فیلم های جنایی و پلیسی بازی

 

 میکنن . شما دزدید ؟ چی اید ؟

 

محسن افشانی : نه ، من جسد ام اونجا .

 

مجری 2 : جسده

 

مجری 1 : متشکرم ( خندیدند )

 

 

 

و اما فیلمی که محسن عزیز در موردش حرف زد :

 

فيلمنامه مجموعه تلويزيوني «قضات» به نويسندگي مهدي فخيم زاده

 

 پس از انجام مراحل تحقيق و نگارش، براي توليد به شبكه دو سيما

 

 ارسال شد.


به گزارش  خبرنگار سايت خبري سيما فيلم اين فيلمنامه در بيست

 

 قسمت به نگارش رسيده و پس از اجرايي شدن سياست هاي

 

جديد در حوزه توليدات مجموعه هاي تلويزيوني در سيما، «قضات»

 

نيز به شبكه دو سيما رفت و اكنون در مرحله پيش توليد قرار دارد.


فخيم زاده پيش از اين نيز مجموعه هاي تلويزيوني «بي صدا فرياد كن»

 

 و «حس سوم» را در شبكه دو سيما توليد كرده و به پخش رسانده بود.


هر دو اثر قبلي اين فيلمساز با محوريت مضامين پليسي و اجتماعي

 

 تهيه شده بود و آخرين سريال وي نيز همچنان همان محدوده

 

 موضوعات اجتماعي را در بر مي گيرد.


فيلمنامه سريال «قضات» به منظور پاسداشت تلاش هاي اين قشر از

 

اجتماع و ارج نهادن به فداكاري هايي كه براي گسترش عدالت در

 

 جامعه از خود نشان مي دهند، توسط مهدي فخيم زاده در 26

 

قسمت در سيما فيلم به رشته تحرير در آمده است.

 

 

 

 

  امیدوارم لذت برده باشید. خدانگهدارتون

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سوم آذر 1387 توسط سارا |

برنامه نشانی هر روز قبل از ساعت ۳ با محسن افشانی مصاحبه داره. می تونید این برنامه رو از رادیو جوان موج ۸۸.۱۰ گوش کنید. شما از ساعت ۲ رادیو رو روشن کنید.

 

راستی یک شماره میدم هر برنامه ای که می خواید واستون میاره. یعنی همون انتشارات سروش هست. من می خوام قسمت دوازدهم ماه محبوب رو بگیرم. ترانه مادری رو هم می فروشه. قیمتشم 99.600 تومان هست.

شماره : 22881860 22881866

 

راستی هرکی هر خبر جدیدی از محسن داره می تونه از طریق ایمیل به من خبر بده. من دوست دارم بدونم.

 

و یک چیز دیگه هم اینکه من از دوستی های اینترنتی اصلا خوشم نمیاد. از زمانی که این وبلاگ رو باز کردم هر روز یکی با اسم محسن افشانی میاد میگه من محسنم یا اینکه یکی میاد به من میگه تو محسنی ؟ دیگه داشت اعصابم خورد میشد همین شد که دیگه یاهو آیدیم رو باز نمی کنم اگر هم بکنم 1 ساعت چراغم خاموشه دارم آف هامو می خونم.

 

یک مورد دیگه : هرکی برنامه های بوم سفید رو صبح ها می بینه برام تعریف کنه. البته میدونم که هیچ کس نمیتونه ببینه. ولی هرکی دید یه لطفی کنه و بیاد واسه من بگه.

البته مامانم از هفته دیگه روزایی که محسن هستش رو ضبط میکنه.

 

خبر بعدی هم اینکه دیگه همتون میدونید محسن عزیز دانشگاه تهران جنوب مهندسی مکانیک گرایش سیالات قبول شده و ثبت نام هم کرده و سراسری هم شیمی دماوند قبول شده که نمیره . اون مصاحبه مجله ایده آل هم قبل از مهر انجام شده بوده. چون ثبت نام دانشگاه ها 24 و 25 و 26 و 27 بوده.

 

خوب امیدوارم با درس و مدرسه خوش بگذره. خدانگهدار.

نوشته شده در تاريخ جمعه هفدهم آبان 1387 توسط سارا |

سلام

 

امیدوارم از هرجا که داری این وب رو می خونی بهت خوش بگذره .

یه سری عکس خوشگل گذاشتم از وبلاگ بهترین و عزیزن ترین دوستم مرضیه مهربونم البته با اجازه خودش . البته جا داره که از نگین عزیزم هم به خاطر انداختن عکسا تشکر کنم .

محسن افشانی در قرفه عکس پارک ترافیک :






دو تا عکس دیگه هم از وب خوشگل آذین نازنینم که واسه جلوی در خونه باغه :


 

اینم یه عکس دیگه از وب این دوست نازنینم . عکس محسن و کیوان در کنار هم

 

 

تقدیر از عوامل برنامه ترانه مادری

تقدیر

 

آخرین قسمت برنامه ماه محبوب با حضور محسن افشانی

ماه محبوب

 

نمایش خیلی بامزه ۲۶ مهر 

 نمایش

 

خوب کار و خبر دیگه ای ندارم. پس تا درودی دیگر بدرود  

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هشتم آبان 1387 توسط سارا |

بعد هزار سال که ADSL ام درست شده دلم می خواست یه سری از ویدئو های برنامه محسن افشانی عزیز رو بزارم.

 

ستاره جون همشون رو درست کردم اگه بازم مشکلی داشتن بهم بگو .

 

سفر بخیر صحنه آخرشه که محسن داره نصیحت می کنه

 

اگه برنامه برای دیدن این ویدئو تو کامپیوتر ندارید باید تو گوشیتون ببینید. من روی گوشی همه اعضای خانوادمون امتحان کردم .

سفر بخیر

 

این هم دو قسمت پایانی برنامه کودکان سرزمین من هست. صوتیه. تو کامپیوترم می تونید گوش کنید

همون برنامه ای که متن نمایش هاش رو پایین گذاشتم با خانم خاک نژاد

 

22 مهر (نمایش برنامه رادیو سلامت)

 

 

2۳ مهر (نمایش برنامه رادیو سلامت)

 

 

اینم قسمت آخر برنامه نشانی - رادیو

 

 

آخرین قسمت برنامه نشانی

 

 

امیدوارم خوشتون اومده باشه

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 توسط سارا |

واسه ما فرقی نداره هرجا باشیم شب نشینیم دلخوشیم به اینکه شاید سحر یک روز ببینیم

 

به نام خداوند بخشنده مهربان

سلام . سلام سلام سلام .  یه سلام پرتقالی به تو که خیلی با حالی .

برنامه کودکان سرزمین من تموم شد. اما ناراحت نباشید برنامه ای جدید از اولین پنجشنبه آبان ماه .

با اجرای محسن افشانی خودمون و فاطیما بهارمست عزیز .

جدیدترین اخبار این برنامه رو بزودی تو همین آپ می ذارم.

 

آین متن آخرین نمایش محسن افشانی و خانم طناز خاک نژاد و آقای بهروز بقائی :

خاک نژاد : آخ ، ببخشید حواسم نبود

محسن افشانی : اه . همیشه همینجوری هستی دیگه ، هیچ کاری درست انجام نمیدی دختر. همینه ترشیدی دیگه

خاک نژاد : چرا درست انجام میدم فقط این دفعه

محسن افشانی : نه دختر من. مگه دفعه اولته آخه ؟ دفعه پیشم همین کارو کردی . تو اصلا عرضه نداری . ترشیده

خاک نژاد : من فقط دو دفعه این کارو انجام دادم

محسن افشانی : بسه . سرتو بنداز پایین تو چشام نگاه نکن ، عرضه نداری دیگه . هیچ کاری رو بلد نبستی درست انجام بدی ، عین اون مادرت می مونی ، بی عرضه

بهروز بقائی : خودتم میدونی که امکان نداره یه کسی هیچ وقت نتونسته باشه کارشو درست انجام بده. می ونی باین جمله هات داغونش کردی ؟ میدونی ؟ اصلا میدونی با چنین جمله هایی چه به روز و حال و احوالش میاری ؟ بفهم متوجه باش ، این جمله ها بچه ها رو نابود می کنه .

 

خاک نژاد : بعضی وقتا حس می کنیم می خوایم تنها باشیم

محسن افشانی : بعضی وقتا دوست داریم تنها باشیم خوب چی کار کنیم دیگه

بهروز بقائی : بعضی وقتا لازمه با خودشون تنها باشن ، ببرش پارک ، جنگل ،براش فرصت بساز که با سنگ که با آسمان ، با ابر ، با خدا ، با درخت ، با خاک ، با خودش تنها باشه . مراقبش باش اما از دور . از جایی که ببینیش و بتونی مراقبش باشی ، اما حضورت خلوتشو بهم نزنه .

 

خاک نژاد : بعضی وقتا دوست دارم حس کنم کنارمی ، نزدیکمی

محسن افشانی : آری بعضی وقتها دوست دارم کنارم ببینمت

 

بهروز بقائی : بعضی وقتا برعکس اون بعضی وقتا لازم دارن که حتما کنارشون باشی . لازم دارن حضورتو احساس کنن. حتی همین قدر که دست بذاری رو شونشون یا نوازششون کنی . گرم و پر محبّت .

صحیحش اینه که نوجوونت ، بچت بتونه در حضور تو خیلی از احساس هاش رو تامین کنه . بتونه .....

محسن افشانی : تو ماشین که کنار دستت نشستم بزنم زیر آواز همون جوری که پیش رفقام می خونم : هاهاهاهاها های ها های ... با همین صدای وحشتنام همین جوری می خوام بخونم . خشم داره تازه

بهروز بقائی : دوست داره در حضور تو حتی بتونه

خاک نژاد : تو تنهایی خودم بتونم آروم و راحت فکر کنم.

بهروز بقائی : می دونین می تونین جلوی خیلی از خطراتی رو که سر راه بچه هاست رو بگیرید.

محسن افشانی : آی آقایون ، خانوم ها ، مامانا ، بابا ها این یک اطلاعیه مُهُممِه

خاک نژاد : خونه جای امن همه ما بچه هاست . ما عاشق خونه ایم .

محسن افشانی : اگه تو خونه تحقیرم کنی ، محلم نذاری

خاک نژاد : نذاری حرف دلمو بدون ترس و لرز بهت بزنم

محسن افشانی : زیاد تنهام بذاری ، یا زیادی زیر ذره بین باشم

خاک نژاد : ببخشید اما من ناچارم دنبال جایی باشم که توش منو جدی بگیرن

محسن افشانی : بهم توجه کنن ، احترام بذارن ، به خاطر چیزایی که دارم تشویقم کنن . آره واللا

خاک نژاد : اگه خونه یه جای امن نباشه پس کجا باید باشه ؟

بهروز بقائی : نذاریم بچه ها جایی غیر از خونه دنبال یه جای امن بگردن .

 

 

و عکس های یک شنبه صبح برنامه بوم سفید. ببخشید دیر شد آخه سرم شلوغ بود.





من که آخرین روزم هرچی سعی کدم برم نشد. مثل اینکه شانس با ما نبوده. دست خداست دیگه. هرچی صلاح باشه همون میشه. راضیم به رضای خدا .

موفق باشید و سلامت . خدانگهدار .

برای همه طرفداران محسن افشانی :

 

بشنو همسفر من با هم رهسپار راه دردیم ، با هم لحظه را گریه کردیم ، ما از صدای بی صدای گریه سوختیم ، ما از عبور لحظه لحظه قصه ساختیم ، از مخمل درد به تن عشق جامعه دوختیم ، ما عکس خود را با هم بی هم شناختیم

شاید در این راه اگر با هم بمانیم ، وقت رسیدن شعر خوشبختی بکاریم

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 توسط سارا |

 اولین جشنواره ی کودک و ایمنی و حمل و نقل  و پخش زنده برنامه رایوئی

                کودکان سرزمین من

با اجرای :فاطیما بهارمست و محسن افشانی

                           و با حضور استاد بهروز بقائی

 سفیر کودک و سلامت در این برنامه رادیوئی

                   ساعت ۱۷-۱۸ رادیو سلامت موج fm103/9

                             از ۱۶/۷/۸۷ الی ۲۳/۷/۸۷

مکان :میدان پونک.خیابان میرزا بابائی خیابان عدل شمالی . پارک آموزش ترافیک

      ورود در محل پخش برنامه برای عموم آزاد و رایگان است

 

منبع : فاطیما بهارمست


 

سلام اول به خود محسن افشانی گل بعد به تک تک شما دوستای گلم که با هم تو این چند ماه آشنا شدیم.

آخرین مصاحبه افشانی در این هفته در برنامه نشانی رو براتون گذاشتم.

بخونید و لذت ببرید :

 

دوستی : محسن دیگه امروز چهار شنبه است باید آخرین اجرات رو تو برنامه نشانی نشون بدی. من میگم محسن افشانی حرف دلشو بزنه امروز چهارشنبه

محسن افشانی : محسن افشانی مامان و بابا و خواهرشو خیلی دوست داره. سعی میکنه با اون بالایی که وصله هیچ موقعه فصل نشه. نمی دونم چی بگم اما هرکی می خواد پا بذاره تو وادی هنر پی همه چی رو باید به تن خودش  بماله. من رشتم ریاضی فیزیکه ، مهندسی مکانیک قبول شدم امسال ، گرایش حرارت سیالات ، ان شاالله یه فرصتی بشه سه چهار سال یا پنج سال دیگه بکنم و برم سراغ مهندسی به خاطر اینکه من فکر می کنم هویت گمشده محسن توی هنر نیست ، همه با استعدادن ، همه هنرمندن ، اما یکی از استعداد بلقوه اش استفاده میکنه و به بلفعل تبدیلش میکنه  ولی یکیم نمیکنه این کارو . اما محسن یه مهندسه شاید نخواد بازیگر بمونه . ااااا

دوستی : یعنی حرف دل محسن اینه که تا چند سال آینده ممکنه مهندسیشو بگیره و اصلا از وادی اجرا و بازیگری بیاد بیرون ؟

محسن افشانی : خدا رو چه دیدی؟

دوستی : یعنی چی ؟

محسن افشانی : همه جور اتفاق ممکنه ولی

دوستی : نه محسن چی دوست داره ؟

محسن افشانی : محسن افشانی مهندسی رو خیلی دوست داره

دوستی : آهان

محسن افشانی : محسن افشانی طرفداراشم خیلی دوست داره . به عنوان یک طرفدار به عنوان یه کسی که .. من واسه طرفدارام احترام قائلم و طرفدارای من منو پذیرفتن.

دوستی : خوب

محسن افشانی : اینکه برای من یک فرصتی خیلی خوبه که وقتی بزرگترا و پیشکسوتامون و مدیران ببینن که محسن افشانی این همه طرفدار داره . الان من دستم زیر چونمه دارم حرف می زنم. وقتی می خوام حرف دلمو بزنم دستمو می ذارم زیر چونم ،

دوستی : مثل بعضیا که دننشونو با انگشت می ذنن

محسن افشانی : با ناخون

دوستی : فکر می کنن

محسن افشانی : خیلی حرف دل دارم . غافلگیرم کردین. امروز چهارشنبه است ، خداحافظی ام همیشه برای من سخت بوده ، تو همه برنامه هام گفتم

دوستی : قرار نیست خداحافظی بکنی ، روزای دیگه هم هست

محسن افشانی : ان شاالله ، نه خداحافظی این چهار پنج روز

دوستی : اره این چهار پنج روز

 محسن افشانی : به هر حال ببینیم کانکشنه این ارتباط دو طرفه بوده دیگه، این چها پنج روزه ، من با طرفدارام

دوستی : حالا ببین چقدر زنگ می زنن که آقا تو برنامه نشانی محسن افشانی

محسن افشانی : ااااااااااااااا   منتظر پیامکاتون هستما . بله اگه دوست دارین محسن افشانی اجرا کنه تو رادیو جوان پیامک بزنید . باز باید فیلم نامه رو بخونم

دوستی : ببین محسن سیاست اینه که کسی که تو رادیو اجرا می کنه تو تلویزیون نره

 محسن افشانی : نه چون من یه بازیگرم هیچ مشکلی نداره

دوستی : مشکل نداره ؟

محسن افشانی : نه ، نداره

دوستی : خوب اونجا نمی تونی بیای گویندگی کنی تو رادیو که

محسن افشانی : خوب گویندگی نمی کنم به عنوان یک بازیگر

دوستی : میای ؟

محسن افشانی : آره میام چرا نیام ؟

دوستی : الان چهارشنبه است دیگه درسته ؟

محسن افشانی : بله چهارشنبه است

دوستی : دوست داری چه جوری تو رادیو بازی کنی ؟ یعنی چه نقشی رو بازی کنی مثلاً ؟

محسن افشانی : هه هه نمی گم این چیزا رو ، ولی اگه قسمت شد یه روزی خدا زد پس کله من گفت محسن برو رادیو ام فضولی کن ، البته یه سری سوابق کوچولو داشتم ، اگه اومدم اون موقعه دوست دارم .... ااااااا ببینم چی کار می کنم

دوستی : محسن تو میدونی که خیلی از بچه های ایران بیان تو جام جم تو رادیو برنامه اجرا بکنن ؟ من خودمو دارم عرض می کنما . به این اعتقاد دارم . من جای خیلیا رو تنگ کردم

محسن افشانی : چرا آخه ؟

دوستی : میدونی واسه چی ؟

محسن افشانی : جسته تون که اینطوریه

دوستی : آره جای خیلیا رو تنگ کردم ولی واقعیتش اینه که  بچه های ایران خیلی با استعدادن . شاید این فرصت برای خیلیا پیدا نشده که بیان جام جم و خودشونو نشون بدن

محسن افشانی : به خدا همه با استعدادن اینی که گفتم نمی دونم دیروز بود امروز بود ، یادم رفت ، اینی که گفتم واقعا همه با استعدادن مخصوصاً ایرانی ها . این همه نابغه و نخبه از کجا میاد ؟ از ایرانه دیگه .

دوستی : فکر نمی کنی جای بعضیارو تو تنگ کردی ؟

محسن افشانی : نه ، من فکر می کنم

دوستی : یعنی استعدادت ؟

محسن افشانی : من از استعدادم استفاده کردم ، همه هم می تونن این کارو بکنن . به نظر من این فرصت برای همه است.

دوستی : خوب اول برنامه ام که گفتی پارتی نداشتی اصلا

محسن افشانی : نه . روز اول بود دیگه ؟ نه ؟

دوستی : آره روز اول بود

محسن افشانی : نه من پارتی نداشتم

دوستی : خوب خدا رو شکر یعنی با استعداد خودت اومدی بالا . هنرتو خودت نشون دادی .

محسن افشانی : لطف خدا بود واقعا ، این راه ها واسه من باز شد که لطف خدا بود ولی استعداد من بود

دوستی : قشنگتری حرفی که تا حالا توی اجراهات  زدی ، خیلی قشنگ بوده ، اومدی بیرون و همه بهت گفتن آفرین چقدر حرف قشنگی زدی چی بود ؟

محسن افشانی : دل من با دل تو خورده گره نکنه ناز کنی باز کنی این دو گره دو کلوم حرف حساب باهات دارم می خوام بگم با معرفت می خوامت  عاشقتم ، مخلصتم ، چاکرم ، به یادتم ، دوست دارم  ( زمانی که داشت این سوال و می پرسید مطمئن بودم همین شعر می خونه . انگار یه جور بهم الهام شده بود. )

محسن افشانی : گل

دوستی : این گلم آووردن تقدیم محسن افشانی عزیز کنن

 

قطع شد. همین جا بود که MP3 player ام باطریش تموم شد. البته عیبی نداره . امشب می خوام کامل ظبتش کنم . تکرارشو ساعت 2 نصف شب میتونید گوش بدید .

خوب اول از همه می خواستم همین جا از بهترین دوستم ، سارای مهربونم تشکر کنم. اگه گفتین سارا کیه ؟

سارا دوست صمیمیه که یه روزی به من گفت برو ساعت 6 بزن کانال 1 و محسن افشانی رو ببین. همون روزایی که تو اون زمان هرجا وارد میشدی حرف از شیطونی محسن و بامزگی کیوان بود.

منم که طبق عادت همیشگیم که فقط بلدم بزنم تو حال بقیه گفتم همچنان میگی محسن که اگه کسی ندونه میگه این محسن چه شخصیتی هست. نمی دونستم که یه روز قراره این آقا محسن بهاری بشه یه هنرمند محبوب واسه کشورش و یک هنرمند محبوب واسه دل نوجوون ما

تو رو خدا شایعاتو می بینید ؟ شایعه پر شده پنج شنبه همین هفته محسن افشانی و سیاوش خیرابی می خوان بیان بوستان پلیس. هرچی من میگم جشن مهر هفته پیش بود که اونم ناقص برگزار شد هی میگن نه 5 شنبه این دو نفر میان بوستان پلیس .

سارا تو مدرسه شما هم میگن ؟

یه عکس باحال. البته صدصد تو وب دوستای مهربونم (پارمیدا و تبسم) دیدید. گذاشتم واسه اونایی که ندیدن.

عکس محسن افشانی با فاطیما بهارمست.

تاریخ روز تولدش یه روز از من کمتره. اون 10 تیره من 11 تیر و هم چنین هم محله ای هم هستیم

 

 

دیگه بسه . جمله آخر : خدانگهدارتون باشه.

 

امید من و تو به دنیای فرداست ، فردایی که هر روزش بهتر از قدیماست
نوشته شده در تاريخ شنبه سیزدهم مهر 1387 توسط سارا |